طلاق، بی تفاوتی و خنثی بودن فرد نسبت به همسر سابقش است یعنی شما با دیدن همسر قبلی تان دیگر عصبانی نمی شوید، تپش قلب نمی گیرید و هیچ حس منفی و مثبتی نسبت به او ندارید
کد خبر: ۱۵۷۵۰
تاریخ انتشار:۳۰ آبان ۱۳۹۵ - ۰۶:۵۰ - 20 November 2016
به گزارش روزپلاس ، بعضی از مردان و زنان در زندگی مشترک خود به بن بست می رسند و طلاق می گیرند. در این بین گروهی از آن ها به دلیل فرار از بحران و مسائل ناشی از طلاق یا نیازهای عاطفی یا حتی فرار از طعنه های آشنایان، خیلی سریع و ساده تصمیم به تشکیل زندگی مجدد می گیرند در حالی که توجه ندارند که انتخاب در ازدواج مجدد به مراتب سخت تر از ازدواج اول است چرا که اگر این بار هم با شکست مواجه شود، آثار زیانبار اجتماعی و روانی مخرب​ تری به جای می گذارد. در ادامه، نکات مهمی در این باره مطرح می شود.


اولین قدم برای ازدواج مجدد چیست؟

نخستین عاملی که تعیین کننده آمادگی فرد متارکه کرده برای تشکیل زندگی مجدد است، این است که حساب و کتاب های عاطفی افراد در زندگی اولشان برای همیشه بسته شده باشد زیرا برخی افراد همچنان بعد از طلاق، درگیر ازدواج اول خود هستند؛ برای مثال هنوز در حال فکر کردن به همسر سابق شان هستند. واضح است که فرد بعد از پایان زندگی مشترک باید سعی کند پرونده ازدواجش را ببندد. مرگ یک طلاق، بی تفاوتی و خنثی بودن فرد نسبت به همسر سابقش است یعنی شما با دیدن همسر قبلی تان دیگر عصبانی نمی شوید، تپش قلب نمی گیرید و هیچ حس منفی و مثبتی نسبت به او ندارید، تمام این موارد علائم پایان رابطه است و در این شرایط فرد می تواند با آزادی افکار خود به ازدواج مجدد فکر کند. البته دسترسی 100 درصدی به این شرایط سخت است اما باید تلاش کرد قبل از ازدواج دوباره به این شرایط بسیار نزدیک شد.

بیشتر خودم را بررسی کنم یا همسر سابقم را؟

هر فرد بعد از طلاق ابتدا باید دلیل جدایی خود را تحلیل و بررسی کند، صفات منفی همسر سابق که زندگی مشترک شان را تخریب کرد، یادداشت کند و تنها به خصوصیات همسر سابقش توجه نکند؛ بلکه ویژگی های خودش را بنویسد. این مسائل به فرد کمک می کند معیارهایش برای زندگی مجدد مشخص شود. گاهی اوقات دیده شده که افراد به طور ناخودآگاه سعی دارند صفاتی را در همسر آینده شان جست و جو کنند که در تضاد با همسر سابقشان بوده است؛ برای مثال اگر همسر سابق، خسیس بود، حتما همسر آینده دست و دلباز باشد.

چه زمانی دوباره ازدواج کنیم؟

از لحاظ روانشناسی، شرط ازدواج مجدد این است که قبل از طلاق رسمی و قانونی، مدت ها زن و مرد در جدایی عاطفی به سر برده باشند؛ اما زمانی که طلاق ناگهانی پیش می آید و فرد به لحاظ روانی همچنان درگیر این مسئله باشد از لحاظ روانشناسی بین 6 ماه تا یک سال نیاز دارد که وارد مرحله جدید آشنایی نشود البته این موضوع را نمی توان به همه بسط داد بلکه مورد به مورد و فرد به فرد فرق دارد و نمی توان نسخه واحدی برای همه پیچید.

با مخالفت فرزندم چه کنم؟

فرزندان و به خصوص فرزندان پسر درباره ازدواج مجدد مادران و فرزندان دختر درباره ازدواج مجدد پدرانشان بسیار حساس هستند که می توان گفت عمده این مشکلات روی جنسیت می چرخد. مردی که می خواهد تشکیل زندگی مجدد بدهد باید با دخترش به گونه ای مدارا کند تا فکر نکند که نادیده گرفته و طرد می شود و حس حسادتش را برافروزد بلکه باید او را مجاب کند که دوستش دارد اما از نیاز به ازدواج هم صحبت کند و نوع این دوست داشتن ها را از هم تفکیک کند. رابطه مادران و پسران نیز به همین شکل است و بیشتر اوقات فرزند ذکور نسبت به ازدواج مجدد مادرش غیرتی می شود و احساس بدی پیدا می کند. مادر باید در این زمینه، صبوری به خرج دهد و در عین ابراز توجه و علاقه به فرزند، از نیازبه تشکیل زندگی مستقل برای خود صحبت کند. چه زن و چه مرد هرگز نباید به فرزندانشان بگویند که من آنقدر تو را دوست دارم که هیچ وقت ازدواج نمی کنم اما در مورد زن و مردی که هر دو دارای فرزند هستند و می خواهند زیر یک سقف بروند، اوضاع قدری پیچیده می شود. در این شرایط والدین باید روی رابطه بین فرزندانشان با یکدیگر کار کنند تا تنش کمتری به وجود آید البته به شرط آن که هیچ درگیری بین زن و مرد نباشد.


مردان در ازدواج مجدد موفق‌ترند یا زنان؟

موفقیت ازدواج ربطی به جنسیت ندارد. در واقع زن یا مرد بودن عامل تعیین کننده در موفق بودن یک ازدواج نیست. در ازدواج های مجدد موفق، کسانی درست عمل کرده‌اند که صبوری به خرج داده، دارای آرامش بوده و مسیر آشنایی را به خوبی طی کرده اند. هرقدر افراد هیجانی و سرعتی تصمیم بگیرند، میزان خطر ازدواج مجدد ناموفق بالاتر می رود.


تبیان
سایر اخبار
بازگشت به ابتدای صفحه
ارسال به دوستان
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
پیشنهاد سردبیر
پربازدیدها