با رفتارهای وحشیانه شوهرم دیگر امنیت جانی در منزل ندارم ...
کد خبر: ۲۰۱۵۶
تاریخ انتشار:۰۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۶ - 27 December 2016
با آن که من قربانی بی تدبیری و اختلافات بزرگ ترها شده ام و زندگی ام در آستانه نابودی قرار گرفته است اما دلم به حال فرزند شیرخواره ام می سوزد که هشت روز است او را از من جدا کرده اند و مدعی هستند...

زن 17 ساله که به اتهام ضرب و جرح عمدی از همسرش شکایت کرده بود در حالی که اظهار می کرد «با رفتارهای وحشیانه شوهرم دیگر امنیت جانی در منزل ندارم» به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: 13 سال بیشتر نداشتم و در کلاس دوم راهنمایی تحصیل می کردم که شبی مادرم کنارم نشست و از جوانی سخن گفت که به واسطه یکی از آشنایانمان مرا خواستگاری کرده بود. آن زمان من چیزی درباره همسرداری و زندگی مشترک نمی‌دانستم اما می فهمیدم که هر دختری باید ازدواج کند.

این بود که سرم را پایین انداختم و همه چیز را به عهده مادرم گذاشتم. خیلی زود رفت و آمدها و آداب و رسوم خاص ازدواج به سرانجام رسید و من و «نبی» به عقد یکدیگر درآمدیم. از آن روز به بعد دیگر نتوانستم درس بخوانم و به ناچار در همان دوران راهنمایی ترک تحصیل کردم. زمان نامزدی من و «نبی» یک سال به طول انجامید و در این مدت با مشکل خاصی روبه رو نشدیم تا این که بزرگ تر ها تصمیم گرفتند با برگزاری مراسم عروسی، زندگی مشترک مان را آغاز کنیم. این در حالی بود که رفتارها و حرف های پدرشوهرم به طور کلی تغییر کرده بود. گویی از موضوعاتی به شدت ناراحت بود ولی آن ها را بر زبان نمی‌آورد. اما اختلافات بزرگ ترها بر سر هزینه های عروسی شدت گرفت و برخی مسائل نمایان شد.

همین کینه قدیمی موجب شد تا خانواده همسرم حتی بعد از تولد فرزندم نیز به دیدن من نیایند و این گونه اختلافات ما روز به روز شدت می گرفت تا جایی که آن ها نبی را مجبور می کردند مرا در زندگی تحت فشار قرار بدهد. به طوری که وقتی از منزل بیرون می رفتم پدرشوهرم بلافاصله با نبی تماس می گرفت و او را به جان من می انداخت. همسرم نیز با بهانه های واهی مرا به قصد کشت کتک می زد. او مدعی بود فرزندم را از بالای سرم به زمین می کوبم و به او شیر نمی دهم به همین خاطر الان هشت روز است که فرزند شیرخواره ام را از من جدا کرده اند. این بار وقتی خانواده ام برای آشتی دادن ما به منزلم آمدند نبی با توهین و فحاشی آن ها را به خانه راه نداد و با چاقو به سمت من حمله کرد که من از ترس، خودم را داخل اتاق انداختم و در را قفل کردم. او وقتی مشروب می خورد دیگر چیزی متوجه نمی شود و من امنیت جانی ندارم.


سایر اخبار
بازگشت به ابتدای صفحه
ارسال به دوستان
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
پیشنهاد سردبیر
پربازدیدها

ترکیب احتمالی استقلال برای شهرآورد

محور کرج - چالوس به دلیل بارش برف تا اطلاع ثانوی مسدود شد

هشدار بارش برف و باران در ۱۴ استان/ سامانه بارشی جدید دوشنبه آینده وارد کشور می‌شود

ترکیب احتمالی پرسپولیس در دربی ۹۷

طبق شایعات زاهدی به پرسپولیس لینک شده است

هواشناسی از کاهش دمای هوا در بیشتر مناطق کشور خبر داد

درخشش سپیدی برف در آخرین روز‌های پاییز +تصاویر

غرب ابتکارعمل واقعی خود را در خاتمه دادن به تحریم‌ها ارائه دهد/ معتقدیم دستیابی به توافق خوب در دسترس است

تصویری از حاج قاسم سلیمانی در یکصدمین هفته از شهادت سردار دل ها

ثبات اقتصادی، حمایت از تولید و تامین معیشت مردم محور اصلی بودجه باید باشد/استفاده از نظرات نمایندگان و نخبگان و فعالان اقتصادی

پشت پرده ممنوعیت واردات محصولات کشاورزی ایران به روسیه/ فشار رقبای ترکیه‌ای و اسرائیلی

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا: ایران باید ثابت کند در مذاکرات جدی است

صدراعظم جدید اتریش نیامده استعفا می‌کند

بهترین میان وعده ها برای کاهش وزن +کالری