هر کدام از ما قربانی چنین سخنرانی هایی بوده ایم که انجام شدن یا نشدنش درصدی روی فهم و درک و علم ما اثر نگذاشته است. اما آیا واقعاً به فیض رسیده ایم یا دقایقی از عمرمان را هدر داده ایم؟
کد خبر: ۲۱۲۵۷
تاریخ انتشار:۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۹ - 04 January 2017
کاش در کنار همه کمپین هایی که در فضای مجازی راه می اندازند، کمپین «لطفاً سخنرانی نکنید» هم شکل بگیرد. بر چه اصل و اساسی مسئولان و مدیران در ایران این همه سخنرانی می کنند؟ آن هم در مورد موضوعاتی که سرسوزنی اطلاعات و سوادی در آن ندارند.

مثلاً سمینار «پیشرفت‌های مولکولی در زمینه آترواسکلروز و پیامدهای قلبی عروقی» برگزار می شود. سمیناری کاملاً تخصصی و به غایت پیچیده. عرف است در مراسم افتتاحیه چنین همایش هایی یک مقام مسئول سخنرانی می کند. هرچه مقام مسئول عنوانش درشت تر، بهتر! یک نماینده مجلس یا وزیر غیرمرتبط یا استاندار و فرماندار را با رایزنی دعوت می کنند. معمولاً در چنین مواردی رئیس دفتر ایشان می گوید اگر سخنرانی برایشان گذاشته اید تشریف می آورند.

 به این ترتیب فرد مذکور سخنران همایش می شود. اما چون چیزی در این حوزه نمی داند شروع به داستان سرایی و کلی گویی می کند که « ما باید کاری کنیم که بیماری های قلبی را کاهش بدهیم و به فکر مردم باشیم و ...».

دستکم سی دقیقه بر همین وزن و با ادبیاتی که مخاطبان آن می توانند زنان خانه دار روستایی، کودکان دبستانی، بازیکنان یک تیم فوتبال یا ملوانان یک کشتی باری باشد برای کسانی که متخصص قلب، جراح برجسته، استاد غدد و عروق و ... هستند حرف می زند. بعد برایش صلوات می فرستند یا دست می زنند و مجری پشت تریبون می رود و می گوید: خیلی ممنونیم از آقای .... که علیرغم ضیق وقت تشریف آوردند و با «بیانات گهربارشان ما را به فیض رساندند»!

هر کدام از ما قربانی چنین سخنرانی هایی بوده ایم که انجام شدن یا نشدنش درصدی روی فهم و درک و علم ما اثر نگذاشته است. اما آیا واقعاً به فیض رسیده ایم یا دقایقی از عمرمان را هدر داده ایم؟

اصلاً مسئولین ما مگر خطیب هستند که کسی از آنها انتظار داشته باشد خطابه های غرا و تاثیرگذار انجام دهند؟

در دنیایی که یک توئیت 140 کارکتری کار یک سخنرانی دو ساعته را انجام می دهد چه لزومی برای این همه سخنرانی هست که اصولاً خیلی هم گهربار نیستند و تکرار مکررات است. استاندار مگر عالم اخلاق است که در یک نشست تخصصی مثلاً با موضوع محیط زیست به حضار درس خودشناسی و معرفت می دهد؟ تولید این همه کلمه و جمله کم فایده و عموماً بی اثر چه بازدهی دارد که از آن دست نمی کشیم؟

سخنرانی یک هنر است و سخنرانی تخصصی یک علم بسیار قابل احترام. برای همین در تمام دنیا به صورت ویژه از سخنرانان تاثیرگذار دعوت می کنند، به آنها هزینه می پردازند و در قبالش از آنها واژه نو، کلمه تازه و حرف حسابی می خواهند نه آسمان به ریسمان بافتن های کسالت آور.

لق لقه زبان مان این است که وقت طلاست. در سمینارهای بسیاری دیده ام که سخنران همین را گفته که وقت ارزش دارد و قدر عمر را بدانید در حالیکه سخنرانی بیهوده، کشدار و بی ربط خودش مصداق واقعی هدر دادن وقت و کُشتن عمر است. می گویند اگر آدم ها می دانستند زمان چه ارزشی دارد هرگز کفش بنددار نمی پوشیدند. یعنی حتی آن زمان کوتاه برای بستن بند کفش را هدر نمی دادند و ذخیره می کردند.

آیا واقعاً حضور مسئولان در همایش هایی که سواد و تخصصی در آن ندارند ولی سخنرانش می شوند مصداق بارز هدر دادن وقت و عمر خود و حاضران و سرمایه ملی نیست؟

عصر ایران
سایر اخبار
بازگشت به ابتدای صفحه
ارسال به دوستان
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
روایت تصویری
نگاه دوم
پیشنهاد سردبیر
پربازدیدها