به گزارش سرویس حوزه و دانشگاه روزپلاس، هنگام راه رفتن بآرامی و وقار راه میرفت ...
هرکه را میديد مبادرت به سلام میکرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت ..
وقتی باکسی دست میداد دست خود را زودتر از دست او بيرون، نمیکشيد ..
بامردم چنان معاشرت میکرد که هرکس گمان میکرد عزيزترين فرد نزد آنحضرت است ...
سکوتی طولانی داشت و تا نياز نمیشد لب به سخن نمی گشود ..
هرگاه با کسی، هم صحبت میشد بهسخنان او خوب گوش فرا میداد..
هنگام ورود به هر مجلسی، در آخر ونزديک درب می نشست، نه در صدر آن ...
در مجلس جای خاصی را بخود، اختصاص نمیداد و از آن نهی میکرد
هرگز با کسی جدل و منازعه نمیکرد
هديه را قبول می کرد اگر چه، بهاندازه يک جرعه شير بود ...
بهخويشاوندانخوداحسانمیکرد بیآنکه آنان را بر ديگران برتری دهد.
هرکه عذر ميآورد عذر اورا قبول میکرد ...
هرگز کسی را حقير نمیشمرد ..
هرگز کسی از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد ...
هرگز عيب مردم را جستجو نمیکرد
از شر مردم برحذر بود ولی، از آنان کناره نمی گرفت و با همه، خوشخو بود ...
هرگز مذمت مردم را نمی کرد، وبسيار مدح آنان نمی گفت ..
بر جسارت ديگران صبر میفرمود و بدی را به نيکی جزا می داد ...
وفادارترين مردم بهعهد و پيمان بود ..
عزيزترين افراد نزد او کسی بـود کهخيرش بيشتر به ديگران میرسيد
"مکارم الاخلاق" طبرسی
عصر اسلام