چرا محمد خزاعی گزینه کارآمدی برای سازمان سینمایی نیست؟
به گزارش روزپلاس، دكتر «محمد مهدی اسماعيلی» وزیر احتمالی ارشاد به زودی روی کرسی هدایت این وزارتخانه دربهارستان خواهد نشست.
انتخاب اسماعیلی با همه فرازو نشیبها و انتقادهای احتمالی که در رسانههای مطرح خواهد شد، یک دستاور تازه در حوزه مطالبهگری اهالی فرهنگ و هنر در حوزه «اقتصاد فرهنگ و هنر» به همراه خواهد داشت.
بر اساس شنیدهها با حضور دکتر اسماعیلی در مقام وزیر ارشاد یکی از محتملترین گزینهها برای ریاست سازمان سینمایی« محمد خزاعی فدافن » است.
اسماعیلی برای انتخاب معاونتهای زیرمجموعهاش گفتمان راهبردی ارتقا اقتصادی عرصههای سینما، تئاتر، موسیقی و ... را دنبال میکند اما گزینه انتخابی، تطابقی با این راهبرد ندارد.
« خزاعی» دبیر جشنوارههای مختلف دولتی، مقاومت، یاس و یک دوره جشنواره فیلم فجر هیچ نسبت گفتمانی با سیاست اقتصاد محور هدایتگر برگزیده وزارت فرهنگ ندارد.
به این دلیل قصد داریم که به عملکرد محمد خزاعی بپردازیم که چرا سکانداری او در مقام "ریاست سازمان سینمایی" تعارض گفتمانی و راهبری جدی با شیوه هدایتگری نوین وزارت ارشاد دارد.
نقطه عطف فعالیتهای محمد خزاعی با برگزاری جشنواره فیلم کیش آغاز شد. جشنوارهای که به استناد بسیاری از گزارشهای منتشر شده با حمایت اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر پرحاشیه دولت دهم برگزار شد. در اختتامیه این جشنواره بسیاری از سینماگران انقلابی به حضور اسفندیار رحیممشایی واکنش نشان دادند و در اعتراض به حضور او در سالن همایشهای مرکز خلیج فارس، محل اختتامیه را را ترک کردند.

پایگاه خبری تحیلی مشرق در تاریخ 18 اردیبهشت 1390 درباره این جشنواره نوشت: وقتی جمال شورجه و فرج الله سلحشور و دوستان این افراد سالن برگزاری مراسم پر هزینه و پر سر وصدا و بیحاصل فیلم کیش را ترک کردند، مسئولینی که همواره از خوان گسترده رئیس فرهنگ دولت متنعم شده و به عنوان حامی او را همراهی کرده و میکنند، حتی اگر بخواهند به ترفند یا تمهیداتی نیز متوسل شوند؛ نمیتوانند ناراحتی اهالی فرهنگ و هنر از معاون اول برکنار شده رئیس جمهور را بپوشانند و یا به شکل دیگری، به جز آنچه در واقعیت هست، جلوه دهند. بخصوص که جمال شورجه پس از این مراسم و به محض بازگشت به تهران از حضور در شورای عالی سینما نیز استعفا داد و اجازه نداد که خبر ترک سالن خیلی بیات شده و از اذهان دور شود.

پایگاه تحلیلی خبری «جهان نیوز» درباره ساختار برگزاری جشنواره فیلم کیش به دبیری «فدافن »نوشت:
جشنواره فیلم کیش در حالی در جزیره سیاحتی تفریحی کیش آغاز به کار کرد که برخی رسانه ها از پرواز چند هواپیما به مقصد این جزیره توریستی و میهمانی 800 نفره به خرج دولت در این جزیره خبر داده اند.در سالی که توسط مقام معظم رهبری به نام جهاد اقتصادی نامگذاری شده است برگزاری میتینگی تفریحی در این جزیره به نام جشنواره فیلم کیش و هزینه میلیاردی برای سرگرمی اهالی هنر کمی دور از ذهن است.
اما نکته اینجاست که هزینه کردن میلیاردها تومان پول برای برگزاری جشنواره ای که هیچ مخاطب عام ندارد و تنها اهالی هنر توسط هواپیما به این منطقه منتقل شده اند حرکتی عجیب است.اما عجیب تر اینکه حتی این مخاطب خاص و میلیاردی هم به سالنهای نمایش فیلم نمی روند و ترجیح می دهند در سواحل کیش قدم زده و یا در بازارها سیر کنند.

سئوال اینجاست که در شرایطی که با طرح هدفمندی یارانه ها و بحث جهاد اقتصادی می بایستی دولت الگو باشد برگزاری چنین میتینگی با هزینه چند میلیاردی و با پول بیت المال تا چه اندازه ضرورت دارد؟
در شرایطی که بسیاری از خانواده ها از تامین مخارج خود عاجز مانده، جوانهایی که بدلیل نداشتن شرایط مالی مناسب امکان ازدواج نداشته و هزاران مورد غیر قابل انتشار دیگر در کشور رقم می خورد ریخت و پاش چند میلیاردی در کیش چه توجیهی می تواند داشته باشد؟
آیا این جشنواره را در تهران نمی توان برگزار کرد؟مگر در ستایش خلیج فارس نیست؟ چرا جشنواره به هرمزگان و سواحل خلیج فارس نرفت؟
اما سئوال دیگر آن است که مخاطب یک جشنواره کیست؟آیا جشنواره بدون مخاطب عام رسمیت دارد و معنا پیدا می کند؟آیا چند میلیارد هزینه کردن برای میهمانی تنها 800 نفر است؟ضمن اینکه گفته می شود بسیاری از میهمانان دیگر قرار است طی روزهای آینده به خرج دولت عازم جزیره سیاحتی کیش شود!این میهمانی به چه معناست؟
پایگاه خبری تحلیلی مشرق درباره هزینه های مصرفی جشنواره کیش نوشت : مشایی با میلیاردها بودجهای که در اختیار دارد قاطبه هنرمندان را با دولت آشتی دهد و منجر به پویایی این دوستی شود.
دولت برای جلب نظر اهالی فرهنگ و هنر راه را به درستی نرفته و با وجود خرج کردن میلیاردها تومان از بیت المال و بودجه متعلق به مردم، به هیچ روی نتوانسته قدمی بردارد. در این میان و با وجود سیل دلایلی که شکست پروژه مشایی را اثبات میکند، دیگر خیلی تفاوت نمیکند که قصد آنها چه بوده است؛ چون برخی معتقدند که مشایی بر آن بوده و هست که برای انتخابات دور بعد ریاست جمهوری نظر و همراهی جمعی از هنرمندان را برای نامزد مورد نظرشان کسب کند.
در واقع جشنواره فیلم کیش بدون هیچ دستاور هنری و صرفا بر اساس روشهای «بقایی- مشایی» برای تجمیع و بیعت با هنرمندان برگزار میشد در حالی که بر اساس گزارش وب سایت جهان نیوز سالنهای جشنواره فیلم کیش خالی است.
«فدافن» در همان سال با برگزاری جشنواره فیلم کیش و تجمیع خیل وسیعی از هنرمندان و عملکرد مناسبی که مورد رضایت مشایی و بقایی بود به عنوان دبیر جشنواره فیلم فجر انتخاب شد تا نشان دهد هم رضایت مشایی را میتوان بدست آورد و از سوی دیگر تهیهکنندگی حق العملکارانه قلادههای طلا را بدست آورد.
این بررسی نشان میدهد که ویژگی خاص خزاعی در دایره گفتمان «پیمانکاری فرهنگی» میگنجد، در حالی که جشنواره فیلم کیش روی مدار حواشی سیاسی حول حضور مشایی و حمایت او از این جشنواره حرکت میکند، «خزاعی فدافن» از مسیر دیگری تهیهکنندگی قلادههای طلا را بر عهده میگیرد.
این ویژگی در جشنواره فیلم همان سال نیز بازنمود پیدا میکند. جشنواره سی ام فجر که هدایت آن را محمد خزاعی بر عهده دارد پرحاشیهترین جشنواره برگزار شده پس از انقلاب است.
خزاعی جوان که از طرفی تابلوی دبیر انقلاب را بر دست دارد که در سبد آثار برگزیدهاش بیش از12 فیلم با مضمون خیانت را به نمایش میگذارد و عملا نظارت بر روند فعالیت اعضای هیات انتخاب خود را در گفتوگوهایش برعهده نمیگیرد و تقصیرها را متوجه سیستم نظارت میکند.

خبرگزاری تسنیم در پایان این زمان جشنواره نوشت: آغاز پرداخت و نمایش فیلمهای سینمایی با داستان خیانت در روابط زناشویی را میتوان در دوره سیام جشنواره فیلم فجر دانست که فیلمهای بسیاری توسط فیلمسازان تولید و با این موضوع به جشنواره راه پیدا کرده بودند؛ حتی قبل از آغاز جشنواه سی ام نیز موجی از اعتراضها به ساخت و نمایش این فیلمها در جشنوارهای راه افتاد که به نام فجر انقلاب اسلامی مزین شده است؛ جشنوارهای که از نامش هم پیداست باید با موضوعات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مرتبط باشد نه اینکه موضوعات مبتذل در آن نمایش داده شود.در جشنواره سیام فیلم فجر که اوج ساخت و نمایش فیلمهای غیراخلاقی و مبتذل در آن به اوج خود رسیده بود، شاهد نمایش فیلمهای «برف روی کاجها» به کارگردانی پیمان معادی، «پل چوبی» ساخته مهدی کرمپور، «زندگی خصوصی» حسین فرحبخش و «من همسرش هستم» مصطفی شایسته در کاخ جشنواره بودیم.

اعتراض گسترده رسانههای نزدیک به اصولگرایان و هنرمندان متعهد نسبت به محتوای جشنواره 30 ام فجر تبدیل به مناقشه بسیار بزرگی میشود. شعار جشنواره با امید آگاهی اخلاق تزئین شده اما بیاخلاقی در محتوای جشنواره موج میزند.

حتی جمال شورجه کارگردان معتمد جریان انقلابی به ریختشناسی جشنواره واکنش نشان میدهد و به هفتهنامه پنجره میگوید:
نکته قابلتأمل درباره این آثار این بود که در میان 32 فیلم راهیافته به این بخش چیزی حدود 12 فیلم به موضوعاتی چون مثلثهای عشقی، خیانت و یا ارتباط نامشروع زن و مرد میپرداختند. این وضعیت آماری یک هشدار است. چراکه با قبول این ترکیب، باید بپذیریم حدود 30 درصد فیلمهای راهیافته به بخش اصلی مهمترین رویداد سینمایی ما به چنین مسألهای پرداختهاند و این واقعا تأسفبرانگیز است.
اگر افرادی که امروز بر اساس شنیدهها اصرار به برگزیده شدن محمد خزاعی فدافن دارند باید استمرار فعالیتهای او را در نظر بگیرند. خزاعی میتواند در فیلم کهنهسوار با مستندساز آلترناتیوی مثل هادی آفریده (کهنهسوار) همکاری کند، در همراهی با جریان روشنفکری جعبه موسیقی (فرزاد موتمن) را تولید کند و در نهایت تهیهکننده قلادههای طلا(ابولقاسم طالبی) باشد.
البته علی رغم پروپاگاندای چند سال اخیری رسانهها خزاعی همواره تهیهکننده متوسطی بوده است. وجه بارز این متوسط بودن در ساخت فیلم «امپراطور جهنم» نمود دارد که علی رغم 5 سالی که از تولید آن و هزینهای که آشکارا به بیتالمال تحمیل شده میگذرد، همچنان تلاشی برای اکران آن نمیکند.
نکته مهمتر این است که در تمامی اتفاقات حاشیه برانگیز سالهای اخیر سینما یک موضع رسمی و مشخص را اتخاذ نکرده و ارتباط ارگانیک گفتمانی با جریان انقلابی ندارد و شیوه پیمانکاری را به عنوان سیاستمحافظهکارانه خود دنبال میکند.
آیا در شرایطی که بدنه اعتراضات سینماگران حول مسائل اقتصادی است و معیشت آنان در اعتراضها و بیانیههای سیاسی نمود پیدا میکند، محمد خزاعی که دبیری جشنوارههای فراوانی را بر عهده داشته میتواند با اندک بودجه ممکن، این التهابی که تولید هزینه فراوانی برای نظام داشته را رفع و رجوع کند.
خزاعی پیمانکار جشنوارههای گوناگون، در خوشبینانهترین حالت ادامه دهنده سیاست وضع موجود، یعنی برگزاری جشنها و جشنوارههای متنوع است در صورتیکه سینماگران نیازمند و گروه اکثریتی که بیکار شدهاند آمادگی هر گونه ماجراجویی سیاسی را در کشور دارند.
آیا محمد خزاعی بدون هیچ کمکی در یک اتاق دربسته میتواند 5 صفحه برنامه اقتصادی درباره معشیعت سینماگران برای کاهش التهابات سیاسی به وزیر جدید ارشاد ارائه دهد؟
امروز با آتش زیرخاکستری در بدنه اصلی سینما مواجه هستیم که نمیتوان با برگزاری جشنواره، متینگهای سیاسی و شعارهای کلیشهای جذب حداکثری که در نهایت منافع اقلیتی عاج نشین سینما را تامین میکند، فضای ملتهب موجود را تحت کنترل گرفت.
خزاعی که قطعا با این کارنامه سیاسی در مقابل هیچکدام از بیانیههای سیاسی سینمایی و صنفی سینماگران موضع مشخصی اتخاذ نکرده، چگونه مرد میدان شرایط ملتهب کنونی میتواند باشد؟
محمد خزاعی در خلال تمام جشنوارههایی که تاکنون برگزار کرده است، چند درصد نیروی انقلابی متخصص را بکار گرفته است؟
با پولهایی که در قالب برگزاری جشنواره و تولید سینمایی در اختیارش بوده، کدام شبکهسازی سینمایی با محوریت نسل جدید انقلابی طراحی کرده است؟
ایشان در کمیتهها و شورای های فرهنگی متعددی مثل کمیسیون هنر و معماری حضور داشته است آیا یک دستور العمل یا یک سند راهبردی بالادستی در طول سالهای اخیر توسط ایشان ارائه یا در تهیه و تولید آن نقش داشتهاند؟
آیا محمد خزاعی در مقام رئیس سازمان سینمایی توان و خلاقیت خاصی در احیای اقتصاد فرهنگ و هنر را دارد یا همچنان شیوه پیمانکاری فرهنگی و حق العملکاری در سینما به سکه رایج سیاستگذاری تبدیل خواهد شد؟
آیا ایشان دستورالعمل خاصی برای رفع خلاءهای قانونی برای اداره سینما در جهت انطباق با قوانین را به نگارش درآوردهاند؟
به هر حال انتخاب کنندگان خزاعی به این موضوع توجه کنند، «خزاعی فدافن» به عنوان پیمانکار فرهنگی هم میتواند اسفندیار رحیممشایی را روی سن جشنوارهاش داشته باشد و از سوی دیگر میتوان قلادههای طلا را بسازد و در شوراهای متعددی عضو باشد، با این توصیف او میتواند گزینه مناسبی برای سازمان سینمایی آینده باشد؟