۱۱:۳۶ |  ۱۴۰۰/۰۸/۱۶
گزارش/

فیلمنامه مهندسی شده، قهرمان را چگونه ضد قهرمان می‌کند؟

قهرمان فرهادی اثر متبحرانه در کارگردانی است که روی مدار دراماتیکی حرکت می‌کند تا نشان دهد چگونه شخصیت اصلی از درون فرو می‌پاشد.
کد خبر: ۲۲۴۵۷۹
به گزارش روزپلاس، «قهرمان» آخرین ساخته اصغر فرهادی چهارشنبه هفته گذشته پنجم آبان در سینماهای سراسر اکران شد. این فیلم همچون سایر آثار فرهادی اثری رئالیستی است که به دلیل سابقه آثار این فیلمساز ظاهرا متاثر از شرایط اجتماعی  است و برخلاف آثار پیشین کارگردان جدایی، تنوع زیادی از موضوعات مانند بخشش، آزادی، صداقت یا شرافت را در مرکز درام قرار می دهد.
قهرمان فرهادی اثر متبحرانه در کارگردانی است که روی مدار دراماتیکی حرکت می‌کند تا نشان دهد چگونه شخصیت اصلی از درون فرو می‌پاشد.
قهرمان با ساختار همیشگی کارگردان  توجه هر مخاطبی را با هر  سلیقه‌ای جلب می‌کند و یادآور آثاری اجتماعی  همچون «من، دنیل بلیک» کن لوچ شخصیتی است که تاکید دارد شهروندان در شرایطی خاص و بحرانی توسط بوروکراسی بلعیده می‌شوند.
البته فیلم لوچ  با سرعتی کندتر و متفکرانه‌تر ازاصغر فرهادی پیش می‌رود. «قهرمان» اصغر فرهادی  روایت پر دردسر زندگی رحیم است  که به دلیل بدهی فراوان در زندان به سر می‌برد. نامزد او کیفی حاوی چندین سکه طلا  پیدا می کند و این دو قرار می‌گذارند زمانی که رحیم از زندان مرخصی گرفت با فروش سکه‌ها رضایت شاکی خود را جلب کنند.

فیلمنامه مهندسی شده، قهرمان را چگونه ضد قهرمان می‌کند؟
 
قهرمان دو پرده مشابه دارد، پرده اول فیلم به پرده دوم شبیه است و موقعیت رضایت گرفتن از طلبکار با یافتن و استفاده از سکه‌ها و جمع‌آوری کمک‌های مردمی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. در هر دو موقعیت رحیم باید تلاش کند شغل مناسبی پیداکند تا اقساط مابقی بدهی‌اش راپرداخت کند.
تمرکز فیلم بر مردی است که دلایل استیصالش در فیلمنامه کاملا مهندسی شده پیش می‌رود و اعوجاجات محتوایی درونمایه را نسبت به منطق رئالیستی فیلم تحت تاثیر قرار می‌دهد. مهمترین اشکال درونمایه‌های سال‌های اخیر فرهادی مهندسی شده بودن است.

فیلمنامه مهندسی شده، قهرمان را چگونه ضد قهرمان می‌کند؟
 
فیلمنامه بشدت مهندسی شده و صدمه به شخصیت پردازی

پدیده مهندسی شدن فیلمنامه در  آثار متاخر فرهادی به اجزا، فرم و محتوا لطمات فراوانی می‌زند. فرهادی واقع‌گرا سوژه مستند یکی از شاگردان خود در موسسه آموزشی بامداد را با عنوان «دوسر برد، دوسر باخت» ( آزاده مسیح‌زاده) دستمایه ساخت فیلم قهرمان قرار داده است.
شخصیت اصلی ما به ازای واقعی داشته و فیلم ساختار و محتوایی رئالیستی دارد. وقتی با چنین اثری مواجه هستیم روایت وابستگی شدیدی با گذشته شخصیت‌ها دارد.بارها فرهادی در گفت و گوهایش به این مسئله اشاره کرده است که گذشته و آینده شخصیت‌هایش را می‌نویسد و حتی با بازیگرانش (گذشته و آینده شخصیت‌ها را )تمرین می‌کند که با استناد به این گزاره چالش فیلمنامه مهندسی شده به توان 2 خواهد رسید . با دریافت اطلاعات از گذشته شخصیت‌ها در متن اثر به تدریج ابهامات درونمایه‌ای  زمینه چالش‌های تازه‌ای را پدید می‌آورد.
شخصیت رحیم نقاش و خطاط است که در زندان او را مشغول به چنین کارهایی می‌بینیم. او بابت نزول 150 میلیون تومانی بدهکار است و مبلغ واقعی که دریافت کرده با توجه به بازار زیرزمینی نزول چه میزان می‌تواند باشد؟ زمانی که رحیم از زندان آزاد می‌شود، قیمت سکه حدود 4 میلیون و سیصد هزار تومان است. قیمت ارجاع به اسفند 1397 است.  
طبق داده‌های فیلم ماجرای گرفتن نزول رحیم مربوط به سه سال پیش از سال 1397 است. در واقع رحیم و شریکش هر کدام 100 الی 120 میلیون تومان پول برای راه انداختن فعالیت اقتصادی مشترکی تقریبا 200 میلیون تومان به عنوان سرمایه استفاده کرده‌اند و این پول باید تبدیل به اجناس، محل فروش یا محل تولید شده باشد. بر اساس شنیده‌ها رحیم و شریکش وارد حرفه پرورش بوقلمون می‌شوند که این موضوع از فیلم حذف شده است. حتی برخی روایت‌ها تصدیق می‌کند که رحیم در فیلمنامه اولیه تراشکار بوده که با حذف این موضوع او تبدیل به نقاش و خطاط زندان می‌شود.

فیلمنامه مهندسی شده، قهرمان را چگونه ضد قهرمان می‌کند؟
 
زمان دریافت نزول با هر مبلغی در سال 1394 به فعالیت اقتصادی و بیزنس اقتصادی او اشاره‌ای نمی‌شود. رحیم در فیلم اشاره می‌کند که شریک او پولش را بالا کشیده و احتمالا گریخته است. سرمایه اولیه رحیم آنقدر زیاده نبود که شریک او به خارج از کشور متواری شود و با شکایت از طریق دستگاه قضائی قابل رهگیری است. در گذشته رحیم به این مسئله اشاره نمی‌شود. حال با فرض اینکه شریک کلاهبردار رحیم را در نظر نگیریم، در مدت زمان متواری شدن شریک تا رفتن به زندان رحیم به اندازه زمانی که او را در فیلم می‌بینیم تلاشی برای بازپرداخت بدهی‌اش نکرده است؟
 در بازه زمانی  کاملا مشخص، تا زمان زندان رفتن، با توجه به مهارت فردی رحیم در نقاشی و خطاطی از این شغل باظرافت که بازار کار مناسبی دارد، چرا هیج استفاده‌ای نشده است؟
وقتی فیلمنامه مهندسی شده و بدون مشخص کردن زمان باشد، چنین عواقبی را به همراه خواهد داشت. فیلم در ایران با همذات‌پنداری مخاطب همراه خواهد بود و تماشاگر در همراهی با رحیم احساساتی می‌شود، اما مخاطب خارجی وقتی فیلم را تماشا می‌کند با این گزاره مواجه خواهد بود که زندگی یک مرد چهل و چند ساله به دلیل نداشتن 5000 هزار دلار چگونه تباه می‌شود.

اعوجاجات شخصیت رحیم تحت تاثیر کارکرد مهندسی

چالش سلطانی و رحیم از زوایای مختلفی قابل بررسی است. رحیم یا شخصیت ساده دل مهربانی است که فرهادی در فیلمنامه مهندسی شده اصرار دارد به مخاطب تحمیل کند یا یک نیرنگ‌باز قهار است. رحیم در مراسم خیریه برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی فرزندش را روی سن می‌آورد و  با علم به اینکه سیاوش لکنت زبان دارد از این ویژگی او برای تحریک حس انسان‌دوستی حاضران در جشن استفاده می‌کند تا کمک‌های مردمی در مورد او محقق شود.
در نیمه پایانی وقتی رحیم قهرمان سابق افکار عمومی تبدیل به ضد قهرمان می‌شود و این جمله را بر زبان می‌آورد که قصد دارد از آبرویش حفاظت کند، اجازه نمی‌دهد سلطانی فیلمی را با روایت صادقانه سیاوش ضبط و منتشر کند و با او جدل می‌کند. این دوگانگی که به دلیل فیلمنامه مهندسی شده در جای جای فیلمنامه خودنمایی می‌کند .
رحیم در سخنانش اعتقاد خود را به مال حلال بر زبان می‌آورد اما چرا با این وجود چنین اعتقادی تن به گرفتن نزول داده است؟
رحیم یک هفته قبل که از یافتن سکه‌ها مسرور است و با خوشحالی به سراغ حسین شوهر خواهرش می‌رود تا خبر تامین نیمی از بدهی‌اش را بدهد چرا ناگهان منصرف می‌شود؟
زمانی که فروشنده قیمت سکه ها را اعلام می‌کند، مبلغ حاصل از فروش سکه ‌ها هفتاد و سه میلیون تومان خواهد شد. هفتاد و سه میلیون تومان با هفتادو پنج میلیون تومان وعده داده شده چه تفاوتی دارد؟ چون قیمت سکه‌ها پایین آمده رحیم از فروش منصرف می‌شود و تصمیم می‌گیرد که سکه‌ها را به صاحبش بازگرداند؟
در بخش اول فیلم رحیم تصمیم دارد که سکه‌ها را بفروشد و مبلغ 75 میلیون تومان به طلبکارش پرداخت کند و ما بقی را به صورت اقساطی بپردازد. رحیم با اتکا به کدام شغل در اسفند 1397 تصمیم دارد ماهیانه هفت و نیم میلیون تومان طی ده ماه به بهرام پرداخت کند؟
 
فیلمنامه مهندسی شده، قهرمان را چگونه ضد قهرمان می‌کند؟

وضعیت مشابه دوم زمانی است که حدود سی چهارمیلیون تومان توسط خیریه جمع آوری شده و قرار می‌شود که مابقی به صورت قسطی پرداخت شود و رحیم برای پرداخت روی گزاره استخدام در فرمانداری  شیراز که به او وعده داده حساب باز کرده است؟ آیا او با استخدام در فرمانداری و گرفتن حتی عالی‌ترین شغل  می‌تواند در سال 1397 با پایه  حقوق معمول آن سال اقساط هفت و نیم میلیون تومانی این بدهی را بازپرداخت کند؟
زمانیکه او با توجه به هنرش در امر خطاطی و نقاشی می‌تواند درآمدی بیش از استخدام در فرمانداری بدست آورد، چرا روی این استخدام تاکید دارد و این استخدام  به مسئله اصلی رحیم تبدیل می‌شود؟

بلاهت یا نادانی؟!

رحیم برای  یافتن صاحب سکه‌ها اعلامیه‌ای منتشر می‌کند و شماره زندان را رو آن درج می‌کند. آیا نمی‌توانست این کار را به فرخنده نامزدش یا خواهرش ملیحه واگذار کند؟ در حالت طبیعی اگر کاراکتری واقعی با عقل و سواد متوسط در چنین موقعیتی قرار گیرد، صرفا به این سئوال بسنده می‌کند که محتوای طلا یافته شده چیست ؟ اگر این زن به صورت تلفنی با رحیم صحبت کرده و تعداد صحیح سکه‌ها را با رحیم در میان گذاشته و او از داخل زندان تشخیص داده که صاحب اصلی این سکه‌ها همان زن رنج دیده است چرا مشخصات کیف و سایر محتوای کیف را از او سوال نمی‌کند؟ چرا خواهرش بررسی دقیقی حین تحویل سکه‌ها انجام نمی‌دهد.
اگر جهد این نقد اصرار به فیلمنامه مهندسی شده دارد به این دلیل است که فیلمنامه مهندسی شده همواره برای مخاطب پارادوکس ایجاد می‌کند.آیا او می‌تواند از پشت تلفن زندان تشخیص دهد که چه کسی صاحب سکه‌هاست؟ 


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha
نقد و سیاست