به گزارش روزپلاس، فیلم «دستهدختران» از منیرقیدی نشان داد که جریانات سینمایی با نادیده انگاری تخصصی میتوانند در چرخش و پیچشهای عجیبی زمینهای را فراهم آورند که فیلمساز دچار تغییر مسیر نگرشیاش نسبت به هدفگذاری اولیه در نخستین آثارش شود.
قیدی که با ساختن ویلاییها تبدیل به کارگردانی با رویکردملی خودش را تثبیت کرد، چون به اندازه گفت و وقایعنگاری جنگ را درست و صحیح نشان داد، در سال 1395 تبدیل به پدیده جشنواره شد، هر چند که جوایز مهمی نتوانست دریافت کند.
امروز با دیدن فیلم دستهدختران میتوان چرخش 180 درجهای کارگردان را نسبت به ویلاییها به وضوح دریافت. اگر فیلم ویلاییها در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجرجوایزی را دریافت نکرده، آنچنان محق برای دریافت چنین جوایزی نبوده، چون دسته دختران ظاهرا فیلم ملی در ردیف آثار ارزشمند سینما نیست و محتوایی نیست که بتوانیم باورش کنیم.
چرخش یا تغییر در سینمای ایران یک روال است. از مخملباف، حاتمیکیا، مهدویان و... آغاز و با نمونههای امروزی مثل منیر قیدی ادامه پیدا میکنند که به این گروه از فیلمسازان به صورت رایج عنوان "وسط باز " اطلاق میشود.
«وسطبازان» فیلمسازانی هستند که در مسیر تغییر قرار میگیرند و دچار پیچشها و چرخشها ایدئولوژیک محتوایی میشوند.
در حیطه وسطی بازی میتوان چست و چابک انقلابی و دو آتشهتر از شمقدری بود و با ساختن فیلمی مثل «خروج» رادیکالتر از مخلمباف. به همین دلیل نمیتوان هیچگاه در تولیدات فیلمسازان ایرانی یک جهانبینی واحد را دنبال کرد.
قیدی هم از قواعدی که خودش در ویلاییها ساخته مثل مهدویان عدول کرد، چون شیوهنامه سینمای ایران این است که با ساخت فیلمهای ملی توجه و بودجه را دریافت کرد و اگر نتیجه کار ضدجنگ شد، با ادبیات وسطبازان نقصانها را توجیه کرد.
منیر قیدی چگونه از «دسته دختران» به دسته «وسط بازان» منتقل شد
در فیلم «دستهدختران» برخلاف ویلاییها با چنین اثری مواجه هستیم که اعوجاجات متنی به شدت در متن فیلم تاثیر گذاشته است.
درگیریهای شهری میان ارتش عراق و رزمندگان ایرانی در حومه و داخل خرمشهر از تاریخ 1 مهر تا 4 آبان به طول انجامید و بعثیها توانستند پس از 34 روز خرمشهر را تسخیر کنند.
از همان ابتدا پرسشی مهم را میتوان مطرح کرد که به ابهامات درونمایه مایه اثر میافزاید. در این فیلم از زبان یگانه(نیکی کریمی) میشنویم آنها دسته دختران آموزش دیدهاند.
سئوال مهم این است که نیروها کجا آموزش دیدهاند؟ توسط چه کسانی آموزش دیدهاند؟ کل جریان محاصره و سقوط خرمشهر 34 روز به طول انجامید و در این فاصله مردان مبارز و جنجگو هم فقط آموزش یک روزه استفاده از سلاح را از روی دست یکدیگر را تقلید کردهاند. این کماندوهای مونث از کجا پیدا کرده که میتوانند مثل وجیه چشم بسته سلاح رسمی ارتش را باز و بسته کنند.
این ابهام یکی از هزاران ابهامی که است زمینه پرسشگری را ایجاد میکند. اگر این فیلم 50 سال بعد یعنی در سال 1450 ساخته میشد روایت افسانهای «دسته دختران» برای نسل تاریخ ندیده قابل باور بود، اما برای مخاطب امروز که درک تاریخی نزدیک به رویدادهای شهریور و مهر 1359 دارد. قطعا این فیلم قابل باور نیست.
اما برای زنانه کردن روایت روزهای تسخیر خرمشهر این شیوه پاسخگوی نسلی نیست که روایت زنده ناخدا هوشنگ صمدی را بارها شنیده است. با این حساب باید پرسید که این دسته دخترانی که ادعا میکند آموزش دیدهاند، در فاصله 34 چهار روز ابتدایی چگونه آموزش دیدهاند؟
جدا از اینکه «دسته دختران» یک روایت فرعی با عدم مقبولیت تاریخی را بر اساس شاهد زنده این رویداد ناخدایکم هوشنگ صمدی ارائه میکند، فیلم بدون قصهای است که انفجار و ضجه زدن مکرر شاهرگ روایت را مسدود میکند. این علاقه به حجم وسیعی از انفجار و صحنهای که کاراکتر حسین سلیمانی با یک دست جعبه سنگین مهمات را برمیدارد نشان میدهد که برند سینمای دفاع مقدس توسط برخی نهادها در مسیر بیراهه قرار گرفته است.
بازی بشدت مصنوعی نیکی کریمی به این فیلم صدمه جدی میزند و پراکندگی روایی، ناحیهای است که فیلم از آن لطمه بسیار بدی میخورد.
علی رغم تلاش میلیاردی که دست کم بر اساس روایات رسانهای بیست میلیارد برای این فیلم هزینه شده و هزینه سنگین تبلیغاتی حوزه هنری برای نمایش و اکران فیلم چه آوردهای برای ترویج مفاهیم دفاع مقدسی داشته است؟