به گزارش روزپلاس، فیلم «بیمادر» که در چهلمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد نخستین ساخته «مرتضی فاطمی» آقازاده «سیدعباس فاطمی» است که در دوران مدیریت عزتالله ضرغامی و عبدالعلی علیعسگری سمتهای مهمی را در سازمان صدا و سیما برعهده داشت که همراه با دوست صمیمیاش حسن آقا میری در فتوکال این رویداد حضور پیدا کرد.
فیلم «بیمادر» داستان یا اجرای متفاوتی را ارائه نمیکند، بلکه بازتاب دهنده تجربههای بصری آقازاده سید عباس فاطمی مدیر بلند پایه سینماست که در قالب یک فیلم سینمایی گردآوری شده است.
روایت فیلم درباره دکتری به نام مرجان است که بچهدار نمیشود و از همسرش امیرعلی موذن درخواست میکند تا زنی را پیدا کرده و با او قرار داد ببندند تا با استفاده از «رحم اجارهای» صاحب فرزند شوند. زمانی که «سیدعباس فاطمی» مدیر ارشد ضرغامی در دهه هشتاد بود، سریالی در صدا و سیما تحت عنوان «ساعت شنی» ساخته شد که روایتش شباهت فراوانی با فیلم «بیمادر» دارد. در خلاصه داستان این سریال میخوانیم:
«ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچهدار نميشود. او تصميم ميگيرد يك رحم واسط (اجارهاي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچهدار شود. بعد از اين كه زني تقبل ميكند، حامل قرار گيرد، عاشق بچه ميشود؛ عدم هماهنگي اخلاقي لازم، باعث تضاد و نهايتا فرار فرد از خانه دكتر ميشود.زن مذبور كه جا و مكاني ندارد مجبور به خيابان خوابي ميشود از افراد متفاوت جامعه با اخلاق رفتار و منشهاي متفاوت فكري گذر ميكند.
داستان فیلم «بیمادر» بر اساس خاطرات شیرین مرتضی فاطمی از این سریال که در زمان خودش ساختار شکن بود، ساخته شده است، با این تفاوت که موضوع رحم اجارهای در آن زمان ساختار شکن بود و در شرایط فعلی دیگر ملتهب نیست. در واقع صدا و سیماییترین فیلم جشنواره چهلم، فیلم «بیمادر» است. به هر حال بخشی از نوستالژی کارگردان صدا و سیمایی است و او نسبت به دورانی که پدرش مدیر ارشد این نهاد بوده نوستالژی خاصی دارد.
غیر از خاطرات صدا و سیمایی فاطمی، تمامی خاطرات سینمایی سازنده او در این فیلم تجلی پیدا میکند.
صحنه آغازین فیلم با مهروز( یکی از شخصیت اصلی) آغاز میشود. او برای مشاوره مذهبی با فردی تماس میگیرد که یادآور گفت وگوی «راضیه» (ساره بیات) فیلم «جدایی نادر از سیمین» برای پرسیدن یک مسئله شرعی است. آقازاده «سید عباس» از این جدایی بازیهای فرهادی طور به شکل فراوانی در فیلمش جای داده است.
نویسنده و کارگردان بشدت تاثیر آثاری است که قبلا در سینما تماشا کرده و در تالیف بیشتر از آنکه فیلم مستقل خود را بسازد همچون سینهفیلیا(عشق فیلمی) مشغول ادای دین به آثار مورد علاقهاش است.
فرهادی در آثارش یک کاشت تراژیک پر اشاره بسیار ریز را در فیلمهایش استفاده میکند تا اشاره غیر مستقیمی به رویدادهای تراژیک بعدی باشد. صحنه غرق شدن دختربچه در ابتدای فیلم «بیمادر» در ادامه ادای دین به سینمای فرهادی استفاده میشود.
در ابتدای فیلم در صحنهای که فرزند وحید داخل آب میافتد به شکل عجیبی با رویکرد فرهادی طور سازنده به صورت جوزده ای آشنا میشویم.
صحنه شستن قیمانه عرفان در حمام توسط مادرش که پس از شست و شو فرزندش را در آغوش میگیرد و گریه میکند بازهم همان صحنهای را به یاد میآورد که نادر پدرش را میشست و پس از آن پدر را در آغوش میگرفت.
مرتضی فاطمی حسین کارگردان مشغول ساختن فیلم بیمادر نیست . بلکه خاطرات سیمایی خود را از سریال «ساعتشنی» با روکشی فرهادی وار ارائه میکند. در واقع جدایی «نادر از سیمین» چنان ملکه ذهنیاش که او به جای ساخت بیمادر مشغول عشق بازی با خاطرات فیلم فرهادی است و اجرای سینه فیلیایی کارگردان در ادامه بیشتر به چشم میآید.
محمود(پژمان جمشیدی) اجرای ناقصی از رفتارهای هیستریکی از حجت در فیلم جدایی است."قاطی کردن" های مدل حجت در واقع این شخصیت پوشالی را برای ادای دین دوباره به جدایی در فیلم گنجانیده است.
در عمده آثار مهرجویی در ساختمانهای اداری و سازمان و بیمارستان همواره عدهای مشغول تعمیر بیمارستان هستند این ارجاع به آثار مهرجویی هم با تعمیر بیمارستان در بخشی که مرجان کار میکند به چشم میآید. مادری که رحم اجارهای بودن را میپذیرد در پایان میگریزد و با فرار او فیلم به پایان میرسد تا ادامه سرنوشت او با مراجعه به سایت تلویبیون در سریال ساعت شنی دنبال کنیم.
آقازادههای فرهنگی نیز به سان سایر همتایان بازفراهم آورنده وضع موجود هستند و فاطمی با پیروی از این الگو هر آنچه موجود بوده و از آن خاطره داشته را بازتولید میکند.