۲۲:۰۲ |  ۱۴۰۰/۱۱/۲۴

«سینمای ایران» تهی از هنر، زیبایی و جذابیت

جشنواره امسال فیلم فجر نشان داد دیگر جشنواره سینمایی به معنای واقعی نیست و جای بزرگان در این مراسم فقط برای خالی نبودن عریضه و اعتبار دادن به آن است و فقط جای شبه فیلم‌های سینمایی و مستندگونه شده که بعد از فرهادی، سیدی، روستایی، مهدویان و... از روی دست هم کپی می‌شوند و فرمول پیچیده‌ای هم ندارد!
کد خبر: ۲۳۹۷۲۵
«سینمای ایران» تهی از هنر، زیبایی و جذابیت


به گزارش روزپلاس، یادداشت مهمان/هاوار قاسمی؛ جشنواره امسال فیلم فجر نشان داد دیگر جشنواره سینمایی به معنای واقعی نیست و جای بزرگان در این مراسم فقط برای خالی نبودن عریضه و اعتبار دادن به آن است و فقط جای شبه فیلم‌های سینمایی و مستندگونه شده که بعد از فرهادی، سیدی، روستایی، مهدویان و... از روی دست هم کپی می‌شوند و فرمول پیچیده‌ای هم ندارد!

چند لوکیشن پایین شهر در خانه‌های پنجاه شصت متری و گنجاندن چند سکانس دادگاه و عمده کاراکترهای مفلوک و آشفته و نکبت زده و معتاد و بزهکار با چند سکانس جیغ و فریاد و گریه و زاری و دوربین روی دست و یک فیلم بدون رنگ و لعاب، نتیجه سینمای به اصطلاح اجتماعی ایران شده است.
سینمای ما دیگر آن شوکت و جلال خود را ندارد و نمی‌توانیم رویای خود را به روی پرده نقره‌ای ببینیم. قهرمان‌های‌مان همه تبدیل به شخصیت‌های منفعل، بی‌هویت، چرک و عصبی و چرتی و بنگی شده‌اند که در خانه‌های کوچک و حلبی‌آباد زیست می‌کنند و برای رسیدن به موقعیت، پا روی یکدیگر می‌گذارند و به جان هم می‌افتند، چه لذتی میبریم از تماشای‌شان!
دیگر جایی برای سینمای مطلق کیمیایی‌ها و بیضایی‌ها و مهرجویی‌ها که رنگ و نور و میزانسن و دکوپاژ و تصویر می‌شناختند نیست و زبان تصویر تبدیل به دیالوگ‌ها و پرگویی و فحاشی و داد و فریاد شده است. سینما وقار خود را از دست داده و حتی آن را وسیله تفریح و سرگرمی هم نمی‌توان خواند.
وقتی در سینما می‌نشینیم، دیگر میخکوب پرده عریض سینما و فخر آن نمی‌شویم. همه فیلم‌هایی است که در تلویزیون منزل هم می‌توانیم ببینیم و لطف و امتیازی ندارد که بر پرده ببینیم. همه شبیه هم!
فیلمسازان موج نو و موج دوم و سوم به کلی از بازی کنار گذاشته شده‌اند و جایشان را فیلمهای خنثی و سینمای فلاکت پر کرده است.

سینمای اندیشه و سینمای کلاسیک که در آن دستور زبان سینما رعایت میشد که تابع فرم و تکنیک و زیبایی شناسی بود به کلی فراموش شده است.

همان سینمایی که ما با آن عاشق سینما شدیم. گویی دیگر جایی برای فیلمسازان خوب دهه شصت و هفتاد و هشتاد و حتی اوایل نود نیست و جای بزرگان را افراد کوته فکری که ریاضتی برای سینما نکشیده‌اند و پشت در سینما نمانده و یک شبه ره صدساله رفته اند، گرفته‌اند و با نگاه متکبرانه در نبود سینماگران بزرگ و کارکشته عرض اندام می‌کنند و به همه ما می‌خندند!

آری، گویی مردم ما همه آدم‌های حاشیه‌نشین و مفلوکی هستند که برای رسیدن به خواسته‌هایشان یکدیگر را شرحه شرحه می‌کنند.


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha
نقد و سیاست