۱۶:۳۷ |  ۱۴۰۰/۱۱/۲۵
گزارش وال‌استریت ژورنال/

چرا روسیه و چین، ایران را تقویت می‌کنند؟/ در نظم نوین جهانی، مثلثی متشکل از سه قدرت ایران، روسیه و چین شکل گرفته است

یک روزنامه آمریکایی با بررسی روابط تازه ایران با روسیه و چین و تأثیر آن‌ها بر تحولات خاورمیانه و فراتر از آن، بخشی از انگیره‌های مسکو و پکن برای تعمیق روابط با تهران را برشمرده است.
کد خبر: ۲۳۹۸۳۸
چرا روسیه و چین، ایران را تقویت می‌کنند؟/ در نظم نوین جهانی، مثلثی متشکل از سه قدرت ایران، روسیه و چین شکل گرفته است

به گزارش روزپلاس، ایران طی دوره‌ای که از آخرین ماه‌های دولت روحانی شروع شد و در دولت رئیسی در حال رسیدن به اوج خود است، به جای تمرکز مفرط بر جلب‌نظر و برقراری روابط با کشورهای بلوک غرب (تقریباً به هر قیمتی)، به توازن روابط با بلوک‌های غرب و شرق و تمرکز بیش‌تر بر بلوک شرق (به طور خاص همسایگان نزدیک) روی آورده است. امضای قرارداد راهبردی ۲۵ ساله با چین در دولت روحانی و اجرایی شدن آن در دولت رئیسی و امضای ظاهراً قریب‌الوقوع قراردادی مشابه با روسیه، صرفاً دو نمونه از این چرخش کانون تمرکز در سیاست خارجی ایران هستند.
اگرچه عده‌ای که عمدتاً دخیل بستن به درِ خانه‌ی غرب را راه‌حل همه‌ی مشکلات کشور می‌دانند، این چرخش به سوی شرق را به باد انتقاد گرفته‌اند و ادعا می‌کنند جمهوری اسلامی دارد ایران را به مستعمره‌ی روسیه و چین تبدیل می‌کند، اما واقعیت این است که مسکو و پکن (بر خلاف آمریکا و اروپا که تقریباً هیچ هدف مشترکی در رابطه با ایران ندارند و این را در تجربه‌ی برجام نیز به‌وضوح نشان دادند) دست‌کم انگیزه‌هایی دارند که می‌توانند مشوق آن‌ها برای همکاری با ایران باشند. یکی از این انگیزه‌ها مقابله با هژمونی آمریکا و تلاش‌های این کشور برای سلطه بر خاورمیانه است. قطعاً تصور این‌که روسیه و چین اصطلاحاً «برای رضای خدا» به دنبال مقابله با آمریکا و غرب هستند، توهم بی‌جایی است، اما حداقل همراستایی اهداف آن‌ها با راهبردهای جمهوری اسلامی می‌تواند زمینه‌ای برای تقویت روابط راهبردی میان تهران، مسکو و پکن باشد.
روزنامه‌ی آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال، اخیراً طی گزارشی تحت عنوان «چرا روسیه و چین، ایران را تقویت می‌کنند[۱]» به قلم «مایکل دوران[۲]» مدیر ارشد شورای امنیت ملی در دولت جورج بوش پسر و عضو ارشد و کارشناس سیاست‌های بین‌الملل و مسائل امنیتی خاورمیانه در اندیشکده‌ی آمریکایی «مؤسسه‌ی هادسون» و «برایان کلارک[۳]» عضو ارشد و مدیر مرکز مفاهیم و فناوری دفاعی در همین اندیشکده، به بخشی از دلایل اقدام اخیر مسکو و پکن در تعمیق روابط با تهران و تقویت ایران پرداخته است. آن‌چه در ادامه می‌خوانید ترجمه‌ی گزارش وال‌استریت‌ژورنال است.

بحران اوکراین یکی از نقاط ضعف راهبرد پرزیدنت بایدن در قبال ایران را آشکار می‌کند. واشینگتن به گونه‌ای با پکن و مسکو همکاری می‌کند که گویی منافع بنیادین روسیه و چین در رابطه با ایران با منافع آمریکا مشترک است. این در حالی است که این دو کشور در حقیقت دارند در جهت تضعیف نظم جهانیِ تحت رهبری آمریکا با تهران همکاری می‌کنند.

دست‌کم مقامات ایران که دارند این را می‌گویند. محمود عباس‌زاده مشکینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی پارلمان ایران، اخیراً گفت: «در نظم نوین جهانی، مثلثی متشکل از سه قدرت ایران، روسیه و چین شکل گرفته است.» این مقام ایرانی درباره‌ی هدف این مثلث نیز به صراحت گفت: «این آرایش جدید، پایان هژمونی ظالمانه‌ی آمریکا و غرب را نوید می‌دهد[۴].»
با این حال، گوشِ تیم بایدن به این حرف‌ها بدهکار نیست. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه‌ی آمریکا، اخیراً در ژنو با سرگئی لاوروف، وزیر خارجه‌ی روسیه، ملاقات کرد. لاوروف در این نشست، پیشنهاد توافق موقت برای خروج از بن‌بست مذاکرات هسته‌ای با ایران را ارائه کرد. آقای بلینکن بعد از این دیدار گفت: «روسیه هم احساس اضطرار ما را دارد و امیدواریم از نفوذی که... روی ایران دارد، برای انتقال این احساس اضطرار به ایرانی‌ها استفاده کند[۵].»

همزمان با این صحبت‌های آقای بلینکن، روسیه داشت با چین و ایران در اقیانوس هند رزمایش مشترک دریایی برگزار می‌کرد[۶]. اتفاقاً روز قبل از آن، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، هم در مسکو از ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران، پذیرایی کرده بود. رئیسی در سخنرانی‌اش در دوما [پارلمان روسیه] به «مقاومت» اشاره کرد[۷]؛ جنبشی به رهبری ایران که هدفش از بین بردن نظم تحت رهبری آمریکا در خاورمیانه است. رئیس‌جمهور ایران گفت مقاومت بوده که آمریکایی‌ها را از افغانستان و عراق بیرون رانده و «الگوی موفق همکاری میان ایران و روسیه در سوریه» را نیز به وجود آورده است. آقای رئیسی در همین چارچوب، اعتراض اصلی آقای پوتین درباره‌ی اوکراین را نیز تکرار کرد؛ گفت «سازمان پیمان آتلانتیک شمالی» (ناتو) «به دنبال نفوذ در مناطق مختلف جغرافیایی با بهانه‌های جدیدی است که منافع مشترک کشورهای مستقل را تهدید می‌کنند.»کارزار آقای پوتین برای آوردن اوکراین تحت کنترل مسکو ارتباط مستقیمی با پروژه‌ی مشترک روسیه و ایران در حمایت از رژیم اسد در سوریه دارد[۸]. پایگاه‌های دریایی روسیه در شهر «سواستوپل» در کریمه (منطقه‌ای که آقای پوتین سال ۲۰۱۴ آن را از اوکراین جدا و به خاک روسیه ملحق کرد) و شهر طرطوس در سوریه، به عنوان مراکز عملیاتی حضور روسیه در مدیترانه عمل می‌کنند[۹]. یک اوکراین قوی و مستقل، تهدیدی برای توانایی مسکو در اِعمال قدرت در خاورمیانه است.

شاید آقای پوتین در این‌که ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، با آمریکا هم‌عقیده باشد، اما همکاری نزدیک با واشینگتن برای دستیابی به این هدف، با اولویتِ مهم‌تر او، یعنی تضعیف نظم تحت رهبری آمریکا، تداخل دارد.شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، نیز به نوبه‌ی خودش محاسبات مشابهی دارد. چین به لطف یکی از سریع‌ترین فرآیندهای تقویت نظامی در تاریخ[۱۰]، اکنون بزرگ‌ترین نیروی هوایی آسیا، بزرگ‌ترین ارتش جهان از نظر تعداد نیروهای در حال خدمت، و بزرگ‌ترین نیروی دریایی جهان از نظر تعداد شناور را در اختیار دارد. به گفته‌ی فرماندهان مقر «فرماندهی هند و اقیانوس آرام» آمریکا، ارتش چین تا سال ۲۰۲۷ آماده‌ی حمله‌ی موفقیت‌آمیز به تایوان خواهد بود[۱۱]. پنتاگون فقط دارد تلاش می‌کند از ارتش چین عقب نماند؛ دارد به سلاح‌ها و فناوری‌های جدید برای تأمین بازدارندگی مقابل چین دست پیدا می‌کند[۱۲]، اما تا پایان دهه‌ی حاضر [۲۰۲۰] نمی‌تواند آن‌ها را به طور کامل با سایر اجزای ارتش آمریکا ادغام کند[۱۳]. به این ترتیب، بهترین فرصت چین برای فتح تایوان بین سال‌های ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ خواهد بود؛ زمانی که فرآیند مدرن‌سازی نظامی این کشور به اوج خود می‌رسد و نیروهای آمریکایی هنوز در حال تطبیق [دادن خود با واقعیت‌های جدید ارتش چین] هستند.

که دوباره ما را به موضوع ایران بازمی‌گرداند. در صورت وقوع جنگ در تایوان، چین برای تهدید حمل‌ونقل دریایی به تهران و نیروهای نیابتی‌اش روی خواهد آورد تا یک یا چند ناوگروه آمریکایی را در خلیج فارس نشان کنند. با این حال، ارزش جنبش «مقاومت» ایران برای چین به همین جا ختم نمی‌شود. پکن به‌شدت به واردات نفت از خاورمیانه وابسته است؛ بنابراین تلاش می‌کند از طریق سرنگونی آمریکا، به عنوان قدرت برتر در منطقه، از خطوط تأمین طولانی و آسیب‌پذیرش محافظت کند. در عین حال، از آن‌جایی که خودش به اندازه‌ی کافی قوی نیست تا بتواند مستقیماً آمریکا را به چالش بکشد، از ایران به عنوان پشتیبان استفاده می‌کند.علاوه بر این، حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه‌ی ایران، اخیراً اعلام کرد توافقنامه‌ی راهبردی ۲۵ ساله‌ی ایران و چین[۱۴]، که سال گذشته منعقد شده بود، اجرایی شده است. محور اصلی این معامله، نفت در ازای کمک‌های امنیتی است. آیا چین دارد فعالانه ایران را تشویق می‌کند که نیروهای نیابتی‌اش را علیه متحدان آمریکا در خلیج [فارس] به کار بگیرد؟ تا جایی که ما می‌دانیم، نه. اما دارد ایران را تقویت می‌کند، بدون آن‌که هیچ کاری برای مقابله با شرورانه‌ترین رفتارهای این کشور انجام بدهد. پکن بدون شک متوجه شده که وقتی متحدان آمریکا برای کمک به واشینگتن رو می‌آوردند، با یک آمریکای خسته و پریشان مواجه می‌شوند که کم‌ترین تمایلی به بازدارندگی مقابل ایران ندارد. و این متحدان که روزبه‌روز بیش‌تر در معرض خطر قرار می‌گیرند، برای حفاظت از خودشان آرام‌آرام به سمت پکن متمایل می‌شوند.
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha
نقد و سیاست