
به گزارش روزپلاس، با شور و اشتیاق خود را به استادیوم بلوهریزونته رسانده بودند.آن شب برزیل برای شروع دیدار ثانیه شماری میکرد.
حتی نبود نیمار هم باعث نشده بود آنها از رویاپردازی برای رسیدن به فینال دست بردارند.آنها میخواستند بعد از دو دوره دوباره آقایی خود را به فوتبال جهان ثابت کنند.
آنها باید به مصاف تیمی میرفتند که آمادهترین تیم جامجهانی تا آن لحظه بود.آنها باید با غریزهی برزیلی به جنگ ماشینهای آلمانی میرفتند.آنهم آلمانی که شاید به فکر انتقام گرفتن بابت باخت فینال۲۰۰۲بود.
سرانجام سوت بازی به صدا در آمد.چیزی نگذشته بود که توماس مولر با یک حرکت سرضرب زخم اول را به برزیل زد و ورزشگاه به سکوت فرو رفت.اما برزیلیها باز هم امیدوارانه شروع به تشویق تیم خود کردند.اما اینبار کلوزه بود که زخم برزیل را عمیقتر کرد.مدتی بعد تونی کروس با شوت زیبای خود به دنیا فهماند که قصهی این بازی متفاوت است.کروس با گل دوم خود و گل چهارم آلمان،درام عاشقانهی هواداران برزیل را تبدیل به یک تراژدی تلخ کرد.
اما نه!گلهای آلمان مانند دریبلهای رونالدینیو قصد تمام شدن نداشت و خدیرا گل پنجم را به برزیل زد تا برزیل با ۵گل خورده به رختکن برود.
اما با شروع نیمه دوم انگار آلمان دلش به رحم آمده بود و فقط دو گل به ثمر رساند.این زخم آلمان بر پیکرهی فوتبال برزیل اینقدر کاری بود که تکگل اسکار مانند یک چسب زخم کوچک بر روی این زخم بود.شاید خوشبینترین طرفدار آلمان و بدبینترین هوادار برزیل هم درک این نتیجه برایش سخت بود.
امروز شد هشت سال که از این دیدار گذشت و آلمان آن روز نشان داد که لزوما غریزه برای بردن جام کافی نیست!