ارزشگذاری: (خوب)
خلاصه داستان
ماجرای زنی به نام راحله (الناز شاکردوست) که یکی از اقوامش به او نظر سوء دارد.
به گزارش روزپلاس، با آغاز اکران «ابلق»، صفحهی «هنر روز» پایگاه خبری روزپلاس به بررسی جدیدترین ساختهی نرگس آبیار به قلم امیر اهوارکی پرداخته است.
پنجمین فیلم نرگس آبیار، باز هم فیلمی زنانه و متفاوت از کار درآمده، فیلمی که جایش در سینمای ایران خالی بود. فیلمنامه اولیه را پریسا کُرزیان نوشته و نرگس آبیار آن را بازنویسی کرده است. فیلم ابلق توانست سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را برای تهیه کنندهاش محمدحسین قاسمی (همسر خانم آبیار) به ارمغان آورد.
موضوعاتی از این قبیل، باید توسط یک فیلمساز زن، نوشته و ساخته شوند. پیشتر، این قبیل موضوعات را خانم درخشنده با نگاه مادرانۀ خود میساخت، که البته چندان هنرمندانه نبودند. اما حالا توسط زنی ساخته میشوند که از ادبیات و قصهنویسی، به سینما آمده و کمکم بر ابزار و تکنیک مسلط شده است. و این، البته جای شکر دارد.
با چه فیلمی طرف هستیم؟
ابلق، فیلمی است در ژانر اجتماعی ـ خانوادگی در خصوص مردمان یک محلۀ حاشیهنشین که پیوندها و ارتباطات فراوانی با هم دارند. الناز شاکردوست و هوتن شکیبا مانند فیلم قبلی خانم آبیار (شبی که ماه کامل شد) در نقش زن و شوهر ظاهر شدهاند. مشغولیت شوهر به کفتربازی و عدم توجه به همسر، باعث میشود که رئیس شورای محله به این زن توجه نشان دهد و به او ابراز علاقه کند. فیلم میتوانست در میان جامعۀ اشراف رخ دهد، چنانکه آنها بیشتر به این مسائل مبتلا هستند. اما انتخاب کارگردان این بوده که در میان طبقات فرودست اتفاق بیفتد.
به دنبال رسوایی یکی از تهیهکنندگان سینمای هالیوود، جنبش #من_هم (#me_too) در سال 2017 در امریکا به راه افتاد و در جهان فراگیر شد، و حتی دنبالههایش به ایران هم رسید. نکته حائز اهمیت این است که در میان زنانی که مورد آزار و اذیت هاروی واینستاین قرار گرفته بودند، زنان هنرپیشۀ معروف هم دیده میشدند، کسانی که از شهرت و اعتبار کافی برای فاش کردن ماجرا برخوردار بودند. اما آنها هم بنا به مصلحتهایی، سکوت را پیشه کردند. لذا پیروان این جنبش، مصمم شدند که از این پس در برابر چنین فجایعی، به افشاگری دست بزنند.
شاید ابلق در جواب این سؤال ساخته شده که آیا این نسخۀ غربی، میتواند برای زنان مسلمان و باحیای ایرانی هم قابل اجرا باشد؟ خانم آبیار در فیلم ابلق، نظر مخالف دارد. او کتمان و پردهپوشی را انتخاب میکند و شاید بتوان گفت که آن را جبر محیط میداند. هرچند که نسبت به خطر این موشها همچنان هشدار میدهد.
الناز شاکردوست با لهجۀ ترکی، وجهی دیگر از تواناییهای خود را علن کرده و هوتن شکیبا نیز در نقش شوهر او، بسیار متفاوت از قبل ظاهر شده است. و همچنین بهرام رادان و گلاره عباسی نیز با گریمهای متفاوت و جدید، ظاهری غریب و تازه یافتهاند. گریمهایی که برای ایمان امیدواری، سیمرغ بهترین گریم جشنواره سی و نهم فیلم فجر را سبب شد.
گیتی معینی نیز وجهی دیگر از بازی خود را علن نموده که تاکنون ندیدهایم. خانمها عباسی و معینی، هر دو نامزد بهترین بازیگر نقش دوم زن در جشنواره فجر بودند که در نهایت، گلاره عباسی آن را به خانه برد. یکی از تواناییهای خانم آبیار این است که همیشه در بازیگری نیز حرفهای تازه دارد. چنانکه اغلب فیلمهایش یکی دو سیمرغ بازیگری را گرفتهاند.
ایرادها و نواقص
یک ایراد مهم فیلم، کشدار بودن آن است. به راحتی میتوان 20 دقیقه از این فیلم 119 دقیقهای را حذف کرد. مثلاً سکانس گریز علی (هوتن شکیبا) بیجهت تا پنج دقیقه، کش آمده است. صحنۀ کفترپرانی با آن کاتهای فراوانش، حوصلۀ تماشاگر را سر میبرد. و این مشکل در فیلمهای خانم آبیار اصولاً هست که بیجهت طولانی میشوند. یادم هست که فیلم نفس (1394) هم در جشنواره فجر، طولانیتر بود و در مونتاژ ثانوی، کوتاه شد.
فیلمبرداری به مدیریت سامان لطفیان با تکدوربین روی دست، ظاهراً میخواسته احساس فیلم مستند را القا کند. اما در برخی اوقات، آزاردهنده شده و مخاطب را از غرق شدن در فیلم باز میدارد. این هم اصولاً از انتخابهای کارگردان بوده و بزرگترین خطای فیلم نیز هست.
بازی بهرام رادان نیز غلط است. بر خلاف آنچه در پوستر فیلم در جشنواره فجر دیده میشد، افراد هیز و چشمچران اصولاً سر به زیر نیستند. خانمها این قبیل افراد را به سبب نگاههای ناپاکشان به سرعت تشخیص میدهند و دربارهاش حرف میزنند. لذا سخن گفتن زنان فیلم در این دربارۀ بعد از علن شدن ماجرا، در واقع انتخابی ناصحیح بوده است. ریشدار بودن او و عضویت وی در شورای محله، نیز در جهت نشان دادن وجه قدرت اوست. چیزی که برای پرویز پرستویی در فیلم بیهمه چیز نیز دیده میشد و او نیز عضو شورای انصاف روستا بود.
تصور کنید که این موضوع اگر توسط تهمینه میلانی ساخته میشد، چه فیلمی از کار درمیآمد. زنها همه جیغ بنفشکشان با بیلهایی در دست، به دنبال مردان متهم میدویدند. حتی مردان بیگناه هم به جرم «مرد بودن» باید مانند جمشید هاشمپور در واکنش پنجم (1381) یک بیل به فرق سرشان میخورد. حیا هم که کلاً در فیلمهای خانم میلانی همچون کیمیا، نایاب است.
فیلم ابلق در جشنواره سی و نهم فیلم فجر، نامزد دریافت ده سیمرغ شد که چهار عنوان از آنها را دریافت کرد: بهترین بازیگر نقش دوم زن (گلاره عباسی)، بهترین گریم (ایمان امیدواری)، بهترین جلوههای ویژۀ بصری (فرید ناظر فصیحی) و سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران. خلاصۀ کلام این است که باید قدر فیلمهای خانم نرگس آبیار را دانست. زیرا که زندگی خاص ما ایرانیها را با تکنیک خوب سینمایی و داستانهای تازه روایت میکند.