به گزارش روزپلاس، بعد از شروع جنگ روسیه-اکراین که برخی تحلیلگران آن را تله ای از سمت آمریکا برای روسیه ارزیابی میکردند به نظر میرسد همین مدل علیه ایران نیز به جریان افتاده است.
چند حادثهی ضد امنیتی در کشور و بررسی آن نشان از ردپای سرویسهای نزدیک به آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد، از حمله ی تروریستی به حرم شاهچراغ تا موضوع سفارت آذربایجان و در این دو هفتهی اخیر تحرک و لفاظی خارج از ادب و حسن همجواری هیت حاکمهی افغانستان. بررسی پیوست رسانه ای این اقدامات نشان از وجود یک شبکهی منسجم میدهد که با چهارچوب تحریک طرفین درگیر برنامه ریزی شده است.
اگر گزارهی ارتباط امنیتی جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی و ارتباط طالبان با سازمان سیا و مذاکرات طولانی آنها را در نظر بگیریم و از چند گزارهی غیر قابل تایید مانند ارتباط عامل حمله به سفارت آذربایجان با سرویس امنیتی آذربایجان و جلسهی وزیر دفاع طالبان با مقامات فرماندهی آمریکا در بگرام چشم پوشی کنیم، میتوانیم به سه علت برای تمایل آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایجاد جنگ نیابتی با ایران برسیم:
اول) بعد از شکست آمریکا در فتنه ی اخیر علیه ایران و سرخوردگی نیروهایی که میلیونها دلار برای ناآرام سازی ایران برای آنها خرج شده بود آمریکا میخواهد جبهه ی جدیدی علیه ایران بازکرده تا ثبات کشور را به هم بزند . لازم به توضیح است ارتباط با سعودی که برگ برندهی آمریکا در مذاکرات هستهای به شمار می آمد بعد از عادی سازی روابط این کشور با ایران، دست آمریکا را برای مذاکره خالی کرده است و ایجاد اهرم فشار میتواند یکی از دلایل این برنامه ریزی شوم توسط آمریکا باشد .
دوم) بعد از شکست سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در به کارگیری داعش علیه ایران حال اعضای داعش به معضلی امنیتی برای سازندگان آن تبدیل شده اند و ایجاد جنگی در منطقه میتواند این معضل را تا حدودی برای آمریکا حل کرده و از اعضای باقی ماندهی داعش در جنگی علیه ایران استفاده کند.
سوم) سالهاست آمریکا به دنبال فروپاشی اقتصادی ایران است که آن را مقدمهای بر تجزیه ایران میداند و در این زمان جنگی نظامی میتواند فشار اقتصادی را بر ایران بیشتر کرده و شبیه آنچه در فتنهی اخیر که با فعال کردن گسلهای قومی و مذهبی همراه بود را وارد فاز مسلحانه کند تا بتواند به اهداف استراتژیک خود علیه ایران نزدیک شود.
البته رهبر انقلاب با هوشمندی و تحلیل دقیق از این شرایط صراحتا در دیدار چند روز گذشتهی خود با مدیران ارشد وزارت خارجه به دست داشتن بیگانگان برای ایجاد مشکل بین ایران و همسایگان اشاره کردند و صریحا دستور دادند نباید اجازه داد این اهداف دشمن محقق شود.
حال با این اوصاف چه باید کرد؟
پاسخ های به این برنامهی نیابتی میتواند با دو رویکرد فوری و فعالیت مستمر و طولانی تقسیم بندی شود:
پاسخ های فوری :
اگر جمع بندی به حضور دستهای بیگانه به فتنه انگیزی مشهود است میتوان در جغرافیایی دیگر پاسخی نیابتی و سخت به بانیان ماجرا داد و میزان سختی این پاسخ با تنش با همسایگان رابطهی معکوس دارد.
جنگ افروزان قطعا شبکه هایی را برای شروع جنگ در داخل کشور هدف شبیه یک بمب ساعتی فعال کرده اند که روش خنثی کردن آن هر چند در این یادداشت نمیگنجد اما در دسترس است و متصدیان این امور قطعا به آن اشراف دارند.
پاسخ ها با رویکرد مستمر و طولانی مدت :
فعال شدن بیش از پیش دستگاه سیاست خارجی با رویکرد دیپلماسی عمومی بر افکار عمومی سرزمینهایی که دشمن قصد تحریک حاکمان آنها علیه کشورمان را دارند.
ارتباط بیشتر با سایر همسایگان که تاثیر و نفوذ زیادی بر دو همسایه مورد اشاره و حاکمان نادان آن دارند.