
به گزارش روزپلاس، تیم ملی فوتبال ایران در حالی چهارمین صعود متوالی خود به جام جهانی را جشن گرفت که همچنان خاطرهای ماندگار در پسزمینه ذهن فوتبالدوستان ایرانی قرار دارد؛ ۸ آذر ۱۳۷۶؛ روزی که مردم بدون فاصله با تیم ملی فوتبال پس از تساوی ۲ - ۲ در استرالیا و کسب جواز صعود به جام جهانی ۹۸ در خیابانها شادی کردند و یکی از تاریخیترین لحظات فوتبال ایران را رقم زدند. امروز، در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، این میراث احساسی و مردمی بیش از هر زمان دیگری معیار سنجش تیم ملی است.
با وجود افزایش شانس صعود به مرحله حذفی به دلیل فرمت ۴۸ تیمی مسابقات، بحثهایی در خصوص «محبوبتر بودن» نسل فعلی نسبت به نسل ۹۸ از سوی برخی بازیکنان از جمله علیرضا بیرانوند مطرح شده که واکنش پیشکسوتان دوره ملبورن همچون خداداد عزیزی، ابراهیم تهامی، علیرضا منصوریان و. …را برانگیخت.
اختلافنظرها دو قطبی تازهای میان نسلها ایجاد کرده؛ دو قطبیای که نه تنها دستاوردی برای فوتبال ندارد، بلکه هواداران را نیز ناخواسته درگیر قیاسهایی میکند که هیچ کمکی به پیشرفت تیم ملی نمیکند.
واقعیت این است که موفقیت در فوتبال فقط در صعود به جام جهانی خلاصه نمیشود. هرچند صعود چهارباره به مهمترین تورنمنت فوتبال جهان دستاورد بزرگی است، اما آنچه یک تیم را جاودانه و مردمی میکند، احساس نزدیکی هواداران به آن تیم است؛ همان چیزی که در ۸ آذر ۷۶ نمود پیدا کرد. مردم در آن روز فاصلهای با تیمشان نداشتند؛ شادیشان خودجوش بود، برخاسته از قلب بود و بدون کوچکترین واسطهای به زمین بازی گره خورده بود.

در مقابل، تیم ملی امروز درگیر مقایسههای نسلی و بحثهای حاشیهای شده است؛ بحثهایی درباره محبوبیت، جنگ رسانهای و حتی پیشبینیهایی درباره میزان شادی مردم یا تعطیلی کشور در صورت موفقیت در جام جهانی. این حواشی اما از ارزش واقعی فوتبال دور است. محبوبیت با حرف ساخته نمیشود؛ در خیابانها و در میان مردم شکل میگیرد، نه در مصاحبهها و عددهای فضای مجازی.
تجربه ۸ آذر نشان داد تیمی محبوب میشود که در زمین بجنگد، عِرق به پیراهن داشته باشد و مردم را با عملکردش شاد کند.
اگر تیم ملی فعلی میخواهد میراث آن روز تاریخی را ادامه دهد، باید مسیر خود را از دو قطبیها و ادعاهای بیثمر جدا کند و به اصل فوتبال بازگردد؛ جایی که رابطه تیم و مردم نه بر مبنای مقایسه، بلکه بر پایه تلاش، تعهد و نتایج واقعی شکل میگیرد.
تیم ملی امروز بیش از هر زمان نیاز دارد در میدان مسابقه محبوبیت بسازد، نه در میدان حرفها. و اگر چنین شود، شاید دوباره بتوان شادیهای خودجوش و یکپارچهای را دید که از ۸ آذر ۱۳۷۶ هنوز مزهاش زیر زبان فوتبالدوستان باقی مانده است.