
به گزارش روزپلاس، یادداشت زیر در خصوص برخی پلاکارد و دست نویس های تفرقه انگیزانه در تجمعات و در پاسخ به مطالب توهین آمیزی است که برخی به مردم مبعوث شده نسبت دادهاند.
خیابان سهم هیچ حزب و حلقهای نیست.
هر وقت عدهای تلاش کنند خود را «سخنگوی خیابان» جا بزنند، یعنی در حال مصادرهی حقیقتی هستند که ذاتاً متعلق به مردم است، نه به یک جریان سیاسی.
خطر آنجاست که خیابان، به جای آنکه میدان حضور مردم باشد، به ابزار چانهزنی گروهها تبدیل شود؛ گروههایی که میخواهند از التهاب، برای خود اعتبار و حق ویژه بسازند.
در این میان، تندرویهای رسانهای و تحقیر مردم نیز روی دیگر همان پروژه است.
یک سو با ادعای نمایندگی خیابان، میخواهد خیابان را در انحصار خود بگیرد و سوی دیگر با زبان تحقیر و بیاعتنایی، مردم را از خیابان پس بزند. حاصل هر دو، خالی شدن میدان از مردم واقعی است؛ مردمی که نه اهل معاملهاند و نه سرباز پروژههای سیاسی.
شاید راه نجات، بازگشت به همان مکتبی باشد که رهبر انقلاب در وصف حاج قاسم از آن یاد کردند؛ مکتبی که «انقلابیگری» را از «بیتدبیری» جدا میکرد. حاج قاسم نه اسیر حزب بود و نه بازیچهی جناح، اما خط قرمزش انقلاب بود. شجاعت داشت، اما شجاعتش با عقلانیت همراه بود؛ اهل میدان بود، اما میدان را خرج خود نمیکرد.
خیابان باید بماند و باید شبیه مکتب حاج قاسم باشد:
مردمی، شجاع، انقلابی؛ در عین حال، عاقل، با تدبیر