
زهرا فرجنیا، روانشناس و کارشناس حوزه ازدواج، با اشاره به ضرورتهای راهبردی کشور در حوزه جمعیت، گفتگو را با یک نگاه کلان آغاز کرد. وی معتقد است: «امروز یکی از اساسیترین موضوعات ایران ما، مسئله افزایش جمعیت و نسلآوری است؛ اما باید بدانیم که تحقق این هدف بزرگ، بدون توجه به "پایداری و تحکیم خانواده" ممکن نیست. اولین و شاید حیاتیترین قدم برای داشتن خانوادهای که بستر پرورش نسل آینده و زندگی بهتر باشد، مسئله انتخاب همسر است. برای کاهش تنشها و پیشگیری از پدیده تلخ جدایی، «انتخاب همسر» باید از فضای احساسیِ صرف، به یک تصمیم خردمندانه تبدیل شود.»
زهرا فرجنیا با تبیین ضرورتِ ارتقای دانش مهارتی جوانان افزود: سپردنِ انتهای مسیر یک زندگی به "اتفاق" یا "احساسات زودگذر"، ریسکِ پایداری خانواده را به شدت بالا میبرد. انتخاب خردمندانه، یعنی فرد مجهز به ابزاری باشد که بتواند از "ویترینِ" ابتدای آشنایی عبور کرده و به "محتوای" واقعی شخصیت طرف مقابل برسد. اینجاست که نقش «سوالات دقیق» به عنوانِ کلیدیترین ابزارِ شناخت مطرح میشود.
این مدرس و مشاور حوزه ازدواج در تشریح رویکرد آموزشی خود در کارگاهها، لایههای عمیقتری از شناخت را باز کرد و گفت: یکی از آسیبهای جدی در جلسات آشنایی، غرق شدن در سؤالات توصیفی است. برای مثال؛ وقتی ما میپرسیم "نظر شما درباره صداقت چیست؟"، در واقع راه را برای شنیدن پاسخهای ویترینی و کادوپیچشده باز کردهایم. در مقابل، فرآیند شناخت خردمندانه به ما میآموزد که چگونه سوالات را به سمت "تجربههای زیسته" و "رویکردهای حل مسئله" سوق دهیم. ما باید بدانیم فرد در موقعیتهای واقعی چه واکنشی دارد. سوال دقیق، سوالی است که نقابها را کنار میزند و الگوی تکرارشونده رفتار فرد را آشکار میکند. این نوع شناخت است که به ما میگوید آیا پایداریِ این رابطه در طوفانهای آینده تضمینشده است یا خیر.
فرجنیا با تأکید بر اینکه ازدواج پیوندِ دو دنیای متفاوت است، گفت: انتخاب آگاهانه نیازمند این است که ما با نظامِ ارزشهای طرف مقابل آشنایی دقیق داشته باشیم. یعنی باید بفهمیم اولویتهای ذهنی فرد چگونه چیده شدهاند. مسائلی نظیر استقلال فکری، مدیریت مالی، نگاه به رشد فردی و اجتماعی، تربیت فرزند و نحوه تعامل با خانوادههای اصلی، نباید در ابهام باقی بمانند. ابهام در دوران آشنایی، منشأ اصلی تعارضاتِ فرسایندهای است که سالها بعد، آرامش لازم برای زندگی مشترک را سلب میکند.
پایداری خانواده زمانی تضمین میشود که دو نفر در کنار علاقه به یکدیگر، نسبت به مسیر پیشِ رو، از هم انتظاراتی شفاف و بدون ابهام داشته باشند. شفافیت، محصولِ پرسشگریِ هوشمندانه است.
زهرا فرجنیا در بخش دیگری از این گفتگو خاطرنشان کرد: بخش مهمی از موفقیت در انتخاب، به خودشناسی بازمیگردد. فردی که بر نیازها و خط قرمزهای خود اشراف نداشته باشد، عملاً نمیداند چه سوالی را باید بپرسد. ما در کارگاه تلاش میکنیم ابتدا فرد را با دنیای درونی خودش روبرو کنیم تا "استانداردهای شخصی" او تعریف شوند. وقتی استانداردها روشن باشند، سوالات به جای کلیگویی، به سمتِ اهداف مشخص حرکت میکنند. این همان بلوغی است که باعث میشود فرد از جستجوی کاملگرایانه برای یک "آدمِ رویایی" دست بردارد و با نگاهی واقعبینانه به دنبال "آدمِ متناسب" بگردد؛ کسی که مکملِ اهداف و ارزشهای او در مسیرِ دشوارِ زندگی باشد و با او بتواند یک واحدِ اجتماعیِ پایدار و بالنده بسازد.
فرجنیا در خصوص ثبات خانواده تصریح کرد: هر چقدر فرآیندِ انتخاب همسر دقیقتر و مبتنی بر مهارتهای شناختی باشد، احتمالِ فرسودگی عاطفی زوجین در آینده کمتر خواهد بود. خانوادهای که در آن تفاهم بر سرِ اصول بنیادین وجود داشته باشد، به طور طبیعی بستری امن و شاداب برای پرورش فرزندان فراهم میکند. در واقع، ما با آموزشِ "نحوه سوال پرسیدن" و "روشهای شناخت"، در حالِ پیشگیری از بحرانهایی هستیم که امروز بسیاری از خانوادهها را درگیر کرده است.
زهرا فرجنیا با اشاره به مسئله افزایش جمعیت، سخنان خود را اینگونه به پایان برد: موضوع جوانی جمعیت از راهبردیترین مسائل امروز ایران است. چنانچه رهبر شهید ما و رهبر عزیز ما به آن تأکید کردهاند. اگر ما به دنبال افزایش کیفیتِ نسل و ایرانی قوی هستیم، باید به کیفیتِ پیوندها فکر کنیم. خانوادهای که بر پایه "شناخت خردمندانه" شکل گرفته باشد، لرزههای زندگی را تاب میآورد و تبدیل به پناهگاهی امن برای فرزندان میشود. شناخت، تنها راهِ تبدیلِ "احتمالِ خوشبختی" به "اطمینان از پایداری" است.