
به گزارش صفحه مثبت زندگی روزپلاس - هدی مشفق، روانشناس و درمانگر: وقتی از محیطزیست سخن میگوییم، معمولاً به آلودگی هوا، کمبود آب، پسماند، تخریب جنگلها و تغییرات اقلیمی فکر میکنیم. بااینحال، بخش مهمی از مسئله محیطزیست فقط فنی و مهندسی نیست؛ انسانی و رفتاری هم هست.
روانشناسی به ما یادآوری میکند که «دانستن» همیشه به «عمل کردن» منجر نمیشود. بسیاری از ما میدانیم مصرف بیرویه آب، رها کردن زباله در طبیعت و استفاده غیرضروری از انرژی نادرست است؛ همانطور که از زیانهای کمتحرکی، مصرف زیاد نمک و سیگار آگاهیم. بااینحال، میان آگاهی و رفتار همچنان فاصله وجود دارد.
این فاصله به عواملی مانند عادتها، هنجارهای اجتماعی، احساس مسئولیت، آسان یا دشوار بودن یک رفتار و لذتهای فوری مربوط است. حتی طراحی محیط نیز میتواند بر انتخابهای ما اثر بگذارد. انسان بیشترِ زندگی خود را نه با تصمیمهای بزرگ، بلکه با عادتهای کوچک و تکرارشونده میگذراند. بنابراین، حفاظت از محیطزیست زمانی موفقتر است که از سطح شعار و توصیه فراتر برود و به بخشی طبیعی از سبک زندگی تبدیل شود.
از منظر روانشناختی، سه نکته اهمیت دارد:
اول) توصیههای کلی را به رفتارهای کوچک و مشخص تبدیل کنیم
برای کودکان و نوجوانان توصیهای مانند «دوستدار محیطزیست باشیم» جملهای مبهم است؛ اما «بستن شیر آب هنگام مسواک زدن» یا «باقی نگذاشتن زباله در طبیعت» رفتاری روشن، قابل انجام و قابل تکرار است.
دوم) انجام رفتار درست را آسان کنیم
وقتی تفکیک زباله دشوار باشد، یعنی سطل مناسب در دسترس نباشد یا زیرساخت لازم برای جمعآوری جداگانه زبالههای تفکیکشده فراهم نشده باشد، آموزش بهتنهایی برای شکلگیری رفتار پایدار کافی نیست. طراحی و مدیریت محیط باید انجام رفتار مطلوب را آسانتر کند.
سوم) از قدرت الگو و هنجارهای اجتماعی استفاده کنیم
رفتار اطرافیان ما بر انتخابهای ما اثر چشمگیری دارد. خانواده، مدرسه، محل کار و چهرههای مورد اعتماد جامعه میتوانند رفتارهای محیطزیستی را از یک توصیه به عادتی پسندیده و در عین حال عادی و رایج تبدیل کنند.
حفاظت از محیطزیست از تصمیمهای روزمره ما آغاز میشود، نه فقط از طرحهای بزرگ و سیاستهای کلان. میتوانیم از همین امروز با چند تغییر ساده شروع کنیم: هنگام مسواک زدن شیر آب را ببندیم، مصرف آب و برق را کاهش دهیم، کیسه و بطری چندبارمصرف همراه داشته باشیم، زبالهها را تفکیک کنیم و در طبیعت چیزی باقی نگذاریم.
این تغییرها شاید کوچک به نظر برسند، اما تکرارشان عادت میسازد و عادتهای جمعی بهتدریج سبک زندگی و فرهنگ عمومی را تغییر میدهند.