۰۹:۱۵ |  ۱۴۰۵/۰۷/۰۵
در گفتگو با روزپلاس/

جنگ و دیپلماسی را نباید مقابل هم قرار داد

تحلیلگر مسائل سیاسی بیان داشت: جنگ یا مذاکره محدود کنیم، یک ساده‌سازی راهبردی است. ایران باید متناسب با شرایط، هم آمادگی دفاعی خود را حفظ کند و هم از ظرفیت دیپلماسی برای تحقق و تثبیت منافع ملی بهره بگیرد.
کد خبر: ۳۶۴۵۲۲

جنگ و دیپلماسی را نباید مقابل هم قرار داد

فرشاد ابراهیم پور در گفت‌وگو با روزپلاس اظهار کرد: در معادلات امروز، مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر باشد. اگر مذاکره از سایر مؤلفه‌های قدرت کشور جدا شود، ممکن است به هدفی مستقل تبدیل شود در حالی که اصل، تأمین منافع ملی است و گفت‌وگو تنها یکی از ابزارهای رسیدن به این هدف محسوب می‌شود.

وی افزود: همان‌طور که نباید از مذاکره هراس داشت، نباید تصور کرد که مذاکره به خودی خود مسئله‌ای را حل می‌کند. طرف مقابل باید بداند ایران در صورت به نتیجه نرسیدن مسیر سیاسی، ظرفیت‌های دیگری برای دفاع از منافع و امنیت خود در اختیار دارد. این پشتوانه می‌تواند بر محاسبات طرف مقابل اثرگذار باشد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: از این منظر، قدرت میدان و قدرت مذاکره در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند بلکه قدرت میدان می‌تواند پشتوانه مذاکره باشد و دیپلماسی نیز می‌تواند دستاوردهای ایجادشده در میدان را تثبیت کند. این همان نقطه‌ای است که یک سیاست خارجی فعال را از سیاست خارجی منفعل متمایز می‌کند.

ابراهیم پور خاطرنشان کرد: تجربه نشان داده است که طرف مقابل ممکن است در یک مرحله از گفت‌وگو، امتیازی را بپذیرد اما در مرحله اجرا تلاش کند تعهدات خود را محدود یا تفسیر متفاوتی از توافق ارائه دهد. بنابراین، مرحله اجرای توافق به اندازه مرحله مذاکره اهمیت دارد و نباید تصور کرد با امضای یک سند، کار تمام شده است.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، حفظ آمادگی دفاعی به معنای استقبال از جنگ نیست. آمادگی یعنی کشور اجازه ندهد طرف مقابل با محاسبه ضعف یا ناتوانی ایران، خواسته‌های خود را تحمیل کند. هرچه این آمادگی واقعی‌تر باشد، فضای دیپلماتیک نیز می‌تواند متوازن‌تر شود.

ابراهیم پور افزود: از سوی دیگر، دیپلماسی باید بتواند از فرصت‌هایی که در شرایط بحرانی ایجاد می‌شود استفاده کند. گاهی تحولات میدان، تغییر مواضع طرف مقابل یا شکل‌گیری میانجیگری‌های جدید، پنجره‌ای برای پیشبرد منافع کشور ایجاد می‌کند. هنر دستگاه دیپلماسی این است که این فرصت‌ها را شناسایی کند، بدون آنکه در برابر فشار سیاسی یا تبلیغاتی، از اصول و منافع ملی فاصله بگیرد.

وی با بیان اینکه صبر راهبردی با انفعال تفاوت دارد، گفت: صبر راهبردی یعنی کشور زمان را مدیریت کند، ظرفیت‌های خود را حفظ کند و در موقعیتی تصمیم بگیرد که نسبت هزینه و فایده برای منافع ملی مناسب‌تر باشد. تصمیم شتاب‌زده ممکن است یک فرصت را از بین ببرد، همان‌طور که تعلل بی‌دلیل نیز می‌تواند یک فرصت دیپلماتیک را از دسترس خارج کند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تأکید کرد: یکی از الزامات چنین رویکردی، هماهنگی میان نهادهای مختلف است. وقتی پیام کشور در حوزه دفاعی و دیپلماتیک منسجم باشد، طرف مقابل نمی‌تواند میان این دو حوزه شکاف ایجاد کند. اختلاف‌نظر داخلی طبیعی است، اما نباید به عاملی برای تضعیف قدرت چانه‌زنی کشور تبدیل شود.

وی گفت: در نهایت، باید از دو نگاه افراطی فاصله گرفت؛ یک نگاه که هر نوع مذاکره را نشانه ضعف می‌داند و نگاه دیگر که تصور می‌کند همه مسائل صرفاً از طریق مذاکره حل می‌شود. هر دو نگاه، سیاست خارجی را از یک ابزار مهم محروم می‌کنند. راهبرد مؤثر، استفاده هوشمندانه از مجموعه ظرفیت‌های کشور است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: مذاکره وقتی از جنس قدرت است که پشتوانه داشته باشد و مقاومت نیز زمانی می‌تواند به نتیجه پایدار برسد که بتواند دستاوردهای خود را در عرصه سیاسی تثبیت کند. بنابراین مسئله اصلی، انتخاب میان جنگ و مذاکره نیست بلکه مسئله این است که کشور چگونه از هر دو ظرفیت، در زمان مناسب و در چارچوب منافع ملی استفاده کند.

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha
نقد و سیاست