دو پرده از مظلوم ترین مقتدر تاریخ امیر المومنین (ع)

دو پرده از مظلوم ترین مقتدر تاریخ امیر المومنین (ع)
کد خبر: ۲۷۶۳۲۰
تاریخ انتشار:۱۵ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۹:۲۵ - 04 February 2023
پرده ی اول ) جنگ خیبر

سپاه اسلام، قلعه ها را یکی پس از دیگری فتح کردند تا به آخرین قلعه، خیبر که از همه محکم تر بود و فرمانده معروف یهود، «مرحب» در آن قرار داشت، رسیدند.
حضرتمحمد (ص) دستور حمله عمومی را به فرماندهی ابوبکر صادر کرد.
از طرفی مرحب، برای تقویت نیروهای خودی و تضعیف نیروهای اسلام، در حالی که رجز می خواند، از قلعه خارج شد و هماورد می طلبید.
اما ابوبکر نتوانست، در مقابل پهلوان یهود عرض اندام کند و در نهایت فرار کرد.

فردای آن روز رسول اکرم(ص) عمر بن خطاب را به فرماندهی گروهی به نبرد با یهودیان فرستاد.
حاکم نیشابوری می نویسد:
《أَنَّ النَّبِی(ص) دَفَعَ الرَّایةَ یوْمَ خَیبَرَ إِلَی عُمَرَ فَانْطَلَقَ، فَرَجَعَ یجَبِّنُ أَصْحَابَهُ وَ یجَبِّنُونُهُ》
حضرت رسول اکرم(ص) پرچم را به عمر داد او نیز به میدان رفت و سپس ترسید و بازگشت و فرار کرد.(المستدرک حاکم نیشابوری، ج۳، ص۴۱)

 در این هنگام، پیامبر اکرم(ص) فرمود: لَأُعْطِینَّ الرَّایةَ غَدًا رَجُلاً یحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ، وَ یحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ یَفَتَحَ اللَّهُ عَلَی یَدیَهِ لَیسَ بفَرَّار(کَرَّارَاً غَیرَ فَرّارٍ)》
همانا فردا این رایت را به مردی که خدا و رسولش را دوست دارد و نیز خدا و رسول او دوست دارند، خواهم داد که او حمله کننده ی است که فرار نمی کند.
فردا همگی آماده بودند، تا بار دیگر فرمان حمله بگیرند.

یاران شب را به صبح رساندند، در حالی که در این فکر بودند که پرچم فتح سر انجام به چه کسی واگذار می گردد.
هنگامی که صبح شد، رسول اکرم(ص) امام علی(ع) را خواست و فرمود:
《أَینَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ(ع)؟》 علی(ع) کجاست؟ گفتند: علی(ع) به درد چشم مبتلا شده و استراحت می کند.
پیامبر(ص) فرمود: علی(ع) را بیاورید  پس؛《فَلَمَّا جَاءَ بَصَقَ فِی عَینَیهِ وَ دَعَا لَهُ، فَبَرَأَ حَتَّی کأَنْ لَمْ یکنْ بِهِ وَجَعٌ》
وقتی امام علی(ع) آمد، حضرت رسول اکرم(ص) برای شفای چشم او دعا کرد و به برکت دعای رسول خدا(ص)، امام علی(ع) بهبود یافت.
آنگاه رسول اکرم(ص) فرمود: 《خُذْ هَذِهِ الرَّایةَ فَامْضِ بِهَا حَتَّی یفْتَحَ اللَّهُ عَلَیک 》
این پرچم را بگیر و آن را با خود ببر تا خدا خیبر را بر تو بگشاید.

آنگاه پرچم را به دست علی(ع) داد.
امام علی(ع) عرضه داشت:
《یا رَسُولَ اللَّه(ص) أُقَاتِلُهُمْ حَتَّی یکونُوا مِثْلَنَا 》
ای رسول خدا(ص) آنقدر با آنان می جنگم تا اسلام بیاورند
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
《انْفُذْ عَلَی رِسْلِک حَتَّی تَنْزِلَ بِسَاحَتِهِمْ، ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَی الإِسْلاَمِ، وَأَخْبِرْهُمْ بِمَا یجِبُ عَلَیهِمْ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِیهِ، فَوَاللَّهِ لَأَنْ یهْدِی اللَّهُ بِک رَجُلًا وَاحِدًا، خَیرٌ لَک مِنْ أَنْ یکونَ لَک حُمْرُ النَّعَمِ》
به سوی آنان حرکت کن و چون به قلعه آنان رسیدی، ابتدا آنان را به اسلام دعوت کن
به خدا سوگند اگر خدا یک نفر را به دست تو هدایت نماید، بهتر از آن است که دارای شتران سرخ موی باشی.(صحیح بخاری، ج۵، ص۱۸)
سپس امام علی(ع) رهسپار میدان نبرد شد. امام علی(ع) با نیروهای خود راهی میدان شد. نخستین کسی که از یهودیان همراه با کاروان خود بر مسلمانان حمله کرد، حارث، برادر مرحب بود. مسلمانان پا به فرار گذاشتند؛ ولی امام علی(ع) به تنهایی پایداری فرمود و ضرباتی به یکدیگر زدند و سرانجام حارث به ضربت شمشیر امیر المومنین(ع) کشته شد.

یاران حارث به سوی حصار گریختند و وارد آن شدند و در را بستند. در این هنگام مرحب بیرون آمد و این رجز را خواند:
《قَدْ عَلِمَتْ خَیبَرُ أَنِّی مَرْحَبٌ
شَاکی السِّلَاحِ بَطَلٌ مُجَرَّبُ
إِذَا السُّیوفُ أَقْبَلَتْ تَلَهَّبُ
أَطْعَنُ أَحْیانًا، وَحِینًا أَضْرِبُ》
در و دیوار خیبر می داند که من مرحب هستم؛ سراپا سلاح و پهلوان کار آزموده، غالبا ضربه می زنم و گاهی هم ضربه می خورم (المستدرک حاکم نیشابوری، ج۳، ص۴۹۴)

امام علی(ع) پیش آمد:
صدای ضربات شمشیر و نیزه های دو قهرمان اسلام و یهود وحشت عجیبی در دل ناظران به وجود آورد.
حاکم نیشابوری می نویسد:
《فَضَرَبَ مَرْحَبًا فَفَلَقَ رَأْسَهُ فَقَتَلَهُ، وَکانَ الْفَتْحُ》
ناگهان شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و کلاه خود و سنگ و سر را تا دندان دو نیم ساخت و مرحب کشته شد و سپاه اسلام پیروز شد.(المستدرک حاکم نیشابوری، ج۳، ص۴۱)

مرحب به زمین افتاد، فریاد خوشحالی مسلمین در فضا طنین انداز شد.
این ضربت آن چنان سهمگین بود که برخی از دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بود، وقتی این صحنه را مشاهده کردند، وحشت زده به قلعه پناهنده شدند و فوراً درب قلعه را بستند.
امام علی(ع) یهودیان فراری را تا در حصار تعقیب کرد.

امام علی(ع) فورا متوجه درب خیبر گردید و دست در چهار چوب در انداخت و آن را از جای خود کند و به بر روی خندق پرتاپ کرد، تا دیگر مسلمانان بتوانند از روی آن عبور کرده، وارد قلعه شوند.
امام علی(ع) در این جنگ؛ با آنکه دروازه قموص به قدری سنگین بود که چهل مرد جنگی لازم بود تا دروازه را باز یا بسته کنند، حضرت علی(ع) آن در آهنین را یک تنه از جا برکند و برای خود سپر قرار داد و جنگ نمود.
راوی می گوید:
《لَقَدْ تَکلَّفَ حَمْلَهُ أَرْبَعُونَ رَجُلاً فَمَا أَطَاقُوهُ 》
علی(ع) دری را از جای کند، که چهل نفر قدرت انتقال آن را نداشتند.


پرده ی دوم) مدینه بعد از رحلت پیامبر

علی وارد خانه می‌شود .. زهرا از او میپرسد علی جان شنیده ام در کوچه به تو سلام نمیکنند …علی تاملی می‌کند و می‌گوید: زهرا جان در کوچه جواب سلام من را نمیدهند…
بازگشت به ابتدای صفحه
ارسال به دوستان
ارسال نظر
روایت تصویری
نگاه دوم
پیشنهاد سردبیر
پربازدیدها

ویدیو/ اخلاق در رقابت و رفاقت رقبا

کاریکاتور موهن؛ واکنش منفی هواداران قالیباف و جلیلی به بی‌اخلاقی رضا کیانیان

سردار حاجی‌زاده: باعمل به تشخیص رهبری به فردی با مدیریت اجرایی قوی رای دهیم شاهد تحول خواهیم بود/ بالاترین مقام اجرایی کشور جای سعی و خطا و حضور فردی ستادی نیست

دارندگان سهام عدالت بخوانند / سود مرحله سوم سهام عدالت کی واریز می‌شود؟

یک بازیکن دیگر در آستانه‌ی جدایی از پرسپولیس

جلیلی در بازار تهران: برای مشکلات کشور برنامه داریم/ باید قدرت خرید برای مردم ایجاد شود

پیشتازی ترامپ در انتخابات آمریکا در آستانه مناظره/ حمایت اکثریت جمهوری‌خواهان و مستقل‌ها از ترامپ

انتقاد رضا جباری از سروش رفیعی

اقدام جدید باشگاه پرسپولیس علیه بیرانوند

بازخوانی دیدار آیت‌الله جوادی آملی با سعیدجلیلی در سال ۹۲/ انسان خوبی هستند، اما مدیر نیستند

تاریخ اکران فیلم Megalopolis فرانسیس فورد کوپولا اعلام شد

گزینه رویایی پرسپولیس در نقش یک بازیکن تستی!

شلیک موشکهای برکان به اهداف نظامی رژیم صهیونیستی

فرشاد احمدزاده با پرسپولیس تمام کرد

نقد و سیاست