۰۸:۲۴ |  ۱۴۰۴/۰۶/۰۸
گفت‌وگو با پیروز ارجمند، آهنگساز و مدیر پیشین دفتر موسیقی/

مقصر نابه‌سامانی‌ها کیست؟/ همایون شجریان و علیرضا قربانی هم رفته‎اند سراغ پاپ!

پیروز ارجمند ـ آهنگساز ـ می‌گوید که در نبود انجمن‌ها و نهادهای تخصصی، وزارت ارشاد به‌ عنوان سیاست‌گذار و تسهیل‌گر تنها می‌تواند بخشی از مسائل را مدیریت کند. او تشکیل یک شورای تخصصی با حضور تمام ذی‌نفعان را تنها راه حل واقعی برای ساماندهی این صنعت دانست.
کد خبر: ۳۳۹۰۷۵

مقصر نابه‌سامانی‌ها کیست؟/ همایون شجریان و علیرضا قربانی هم رفته‎اند سراغ پاپ!

به گزارش روزپلاس، پیروز ارجمند، آهنگساز و مدیرکل پیشین دفتر موسیقی در گفت‌وگویی درباره وضعیت کنونی قیمت‌گذاری بلیت‌های کنسرت به ایسنا گفت: قوانین موجود به دفتر موسیقی اجازه قیمت‌گذاری نمی‌دهد و در واقع اگر دفتر موسیقی بخواهد وارد شود باید مراحل قانونی برای واگذاری قیمت‌گذاری را انجام دهد. با توجه به اینکه قانون، وظیفه نظارت و سیاست‌گذاری را به دفتر موسیقی داده است، بنابراین منطقی است نهاد قیمت‌گذار هم دفتر موسیقی باشد. اما در حال حاضر این دفتر می‌تواند نقش تسهیل‌گر داشته باشد و مدیریت این فرایند را بر عهده بگیرد؛ امری که می‌تواند با مشارکت انجمن تهیه‌کنندگان و سالن‌داران و نهادهای صنفی موسیقی از جمله روسای کانون‌های آهنگسازان، خوانندگان، نوازندگان و تهیه کنندگان خانه موسیقی و نماینده دفتر حقوقی وزارت ارشاد انجام شود.

او تأکید کرد که اگر انجمن‌های صنفی کارا، فعال و مؤثر داشتیم، اساسا چنین مشکلاتی پیش نمی‌آمد. 

به گفته او در نبود این انجمن‌هاست که این مسائل بروز می‌کند. به نظر ارجمند در این زمینه می‌توان به «خانه موسیقی» اشاره کرد، اما خانه موسیقی مشروعیت لازم میان موسیقیدانان و کارآمدی لازم را ندارد تا بتواند به عنوان نهاد تخصصی و مرجع این مسائل را مدیریت کند. آرزوی دیرینه ما برای داشتن «خانه موسیقی» پویا و جوان و چابک و موثر هنوز محقق نشده است. 

نباید تمام مسئولیت را به گردن ارشاد و تهیه‌کنندگان انداخت

این هنرمند ادامه داد: وزارت ارشاد وظیفه سیاست‌گذاری، نظارت و تسهیل‌گری دارد. بنابراین انداختن تمام مسئولیت به گردن وزارت ارشاد یا تهیه‌کنندگان و مقصر دانستن مطلق آنها در قیمت گذاری بلیت کنسرت‌ها یا کیفیت پایین اجراها ناعادلانه است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، حاصل رهاشدگی صنعت موسیقی است. 

او تصریح کرد: در دوره‌ای که من مدیریت دفتر موسیقی را به عهده داشتم متوجه نبود قانون و دستورالعمل برای برگزاری کنسرت شدم و نتیجه آن، تدوین «شیوه‌نامه برگزاری کنسرت» بود که نخستین شیوه‌نامه در این حوزه به شمار می‌رفت و توسط وزیر وقت ابلاغ شد و بسیاری مشکلات حل شد. پیش از آن چنین سندی وجود نداشت و تکلیف دست‌اندرکاران صنعت موسیقی مشخص نبود؛ اما در آن شیوه‌نامه نقش سرمایه‌گذار، برگزارکننده، تهیه‌کننده و هنرمند و نیروی انتظامی مشخص شد.

به گفته ارجمند، امروز نیاز به قانون و شیوه‌نامه‌ای است که مورد تأیید همه ذی‌نفعان صنعت موسیقی باشد و بر اساس ضوابط و شاخص‌های روشن، قیمت‌گذاری انجام شود.

مقصر نابه‌سامانی‌ها کیست؟/ همایون شجریان و علیرضا قربانی هم به سمت پاپ حرکت کرده‌اند

آشفتگی بزرگی در صنعت موسیقی وجود دارد 

او برای توضیح بیشتر به یک تجربه تاریخی اشاره کرد و گفت: درچند دهه پیش وقتی قرار بود نرخ نوازندگان برای ضبط موسیقی فیلم تعیین شود، معتمدین صنف نوازندگان با حضور آهنگسازان می‌نشستند و نرخ آن سال را با توجه به درنظر گرفتن حقوق طرفین مشخص می‌کردند؛ نرخ‌هایی که مورد رضایت طرفین هم بود. اما امروز آشفتگی بزرگی در صنعت موسیقی وجود دارد؛ به طوری که سالن‌های کنسرت و تالارها سهم بسیار بالایی از درآمد کنسرت‌ها می‌گیرند و این رقم فوق‌العاده بالاست.

ارجمند ادامه داد: خواننده سهم بالایی از درآمد کنسرت را دارد در حالی که نقش نوازندگان، آهنگسازان یا ترانه‌سرایان در خلق اثر موسیقایی بسیار بیشتر از خواننده است اما سهمشان بسیار ناچیز است. این خود نشان‌دهنده نبود انجمن‌های تخصصی و نهادهای مرجع است که باعث چنین نابسامانی‌هایی شده است. مثلا تدوین یک «مدل تیپ» در خانه موسیقی و توافق همه برای رعایت آن می‌تواند مبنای برقراری عدالت میان خواننده و نوازندگان و ترانه سرایان و آهنگسازان باشد. مثلا سهم آهنگساز که نقش اصلی در تولید یک اثر را دارد و در واقع مالک معنوی اثر است چیزی کمتر از یک هزارم درصد از درآمد کنسرت است در حالی که خواننده گاهی بیش از ۵۰ درصد درآمد را می‌گیرد. 

خانه موسیقی مشروعیت لازم میان موسیقیدانان و کارآمدی لازم را ندارد تا بتواند به عنوان نهاد تخصصی و مرجع این مسائل را مدیریت کند. آرزوی دیرینه ما برای داشتن «خانه موسیقی» پویا و جوان و چابک و موثر هنوز محقق نشده است. او با توضیح اینکه در بخش هزینه‌های مربوط به کنسرت‌گذار یا برگزارکننده نیز ضوابط روشنی وجود ندارد، بیان کرد: در شهرستان‌ها بعضی تهیه‌کنندگان شرکت‌های محلی را وادار می‌کنند که مبلغی بابت حق مجوز بگیرند و کنار بروند و خودشان همه کارها را انجام دهند. در واقع شرکت شهرستانی پول سربرگش را می گیرد. به این ترتیب شرکت‌های شهرستانی به دلال تبدیل می‌شوند. این مسئله هم ناشی از انحصار شرکت‌هایی در تهران است که خوانندگان برجسته و معروف را در اختیار دارند و نمی‌خواهند حتی سهمی به شرکت شهرستانی بدهند.

قدرت موسیقی در دست تهیه‌کنندگان و خوانندگان است 

به گفته او امروز قدرت اصلی صنعت موسیقی در دست تهیه‌کنندگان و خوانندگان است. دفتر موسیقی حتی زمانی که در زمینه‌ای مانند ایمنی سالن‌ها اظهارنظر می‌کند، با اعتراض و حتی تهدید مواجه می‌شود. در حالی که حفاظت از امنیت مخاطبان جزو وظایف وزارت ارشاد است و اگر این وزارتخانه ورود نکند چه نهادی باید ورود کند؟ نمی توان گفت دفتر موسیقی مسئولیت دارد ولی اختیارات و نظارت نباید داشته باشد.

ارجمند یادآور شد که خانه موسیقی نیز در این زمینه فعال نبوده و مثلا در موضوع استانداردسازی سالن‌ها به عنوان نهاد صنفی که در برابر هنرمندان و مردم مسئولیت دارد نقشی نداشته است. بنابراین اگر دفتر موسیقی وزارت ارشاد اقدامی انجام می‌دهد، نباید آن را محکوم کرد بلکه باید به حل مسئله کمک کرد. اگر خدای نکرده اتفاقی در یک سالن بیفتد که منجر به خسارت جانی شود چه کسی پاسخگو است؟

رییس پیشین دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در دوران مسئولیتم، به گروهی از کارشناسان وظیفه بررسی و ارائه گزارش از سالن‌ها را دادم. زمان تخلیه تماشاگران در سالن‌های ورزشی بالای ۲۰ دقیقه در حالت عادی بود که این مورد در صورت بروز حادثه و شرایط اضطراری به بالای ۳۰ دقیقه می‌رسد. اکثر سالن‌ها تاییدیه آتش نشانی را نداشتند که الزام به دریافت کردیم و مجوز چند سالن را تا استانداردسازی لغو کردم. بخشنامه‌ای را برای ممنوعیت برگزاری در سالن‌های ورزشی غیراستاندارد ابلاغ کردم و همزمان هم با سرمایه‌گذاران بخش خصوصی برای ساخت سالن‌های استاندارد وارد مذاکره و توافق شدیم. متاسفانه با فشاری که یکی از آهنگسازان و خواننده شهیر آوردند تا کنسرت‌شان در سالن‌های ورزشی اجرا شود و حمایت معاونت هنری وقت از آنها، مجبور به نادیده گرفتن بخشنامه‌ای شدم که ابلاغ کرده بودم. اگر این قانون دو سال اجرا شده بود چندین سالن استاندارد کنسرت توسط بخش خصوصی در ایران ساخته می‌شد. 

لابی‌گری توان شرکت‌های کوچک را گرفته است!/ لزوم تأسیس سازمان موسیقی

او همچنین به موضوع لابی‌گری در رزرو سالن‌های کنسرت اشاره کرد و گفت: سانس‌ها و روزهای خاص به خوانندگان و شرکت‌های خاص داده می‌شود و شرکت‌های کوچک‌تر توان رقابت ندارند. در شهرستان‌ها نیز شرکت‌های پولدارتر با پیش‌پرداخت زودتر و پرداخت مبلغ بیشتر به خوانندگان معروف و تهیه کنندگانشان، آنها را در انحصار می‌گیرند و شرکت‌های حرفه‌ای و توانمند دیگر نمی‌توانند برای دعوت خوانندگان اقدامی کنند. 

ارجمند معتقد است: تهیه‌کنندگان امروز صرفا برگزارکننده کنسرت شده‌اند، در حالی که باید در تولید، تهیه و پخش آثار موسیقی نیز نقش داشته باشند و از موسیقی هنری مانند سنتی و کلاسیک حمایت کنند. اما در عمل اغلب آنها به سمت موسیقی پاپ رفته‌اند. حتی نمونه‌های موسیقی سنتی پرفروش مانند همایون شجریان یا علیرضا قربانی نیز به سمت گونه‌ای موسیقی نزدیک به پاپ حرکت کرده‌اند و نمی‌توان آثار آنها را به معنای واقعی سنتی دانست.

او ادامه داد: این نابسامانی‌ها ضرورت تشکیل یک شورای تخصصی را نشان می‌دهد؛ شورایی متشکل از نمایندگان صنوف، وزارت ارشاد، اداره دارایی و با حضور مقام عالی وزارت ارشاد برای ساماندهی صنعت موسیقی. 

ارجمند یادآور شد: اگر وزارت ارشاد به سمت تأسیس سازمان موسیقی کشور (مشابه سازمان سینمایی) می‌رفت، مسائل با سازوکاری جدی‌تر و مستقیم‌ زیر نظر وزیر پیگیری می‌شد و عزم دولت برای حمایت از موسیقی به عنوان پرمصرف‌ترین هنر مشخص می‌شد.

او ادامه داد: در حال حاضر بیشتر فردگرایی در صنعت موسیقی کشور حاکم است و همه در حال چانه زدن و در نظر گرفتن منافع خود هستند؛ مثلا شرکت‌ها در پرداخت حقوق آهنگساز، ترانه‌سرا و نوازندگان که تخصصشان بیشتر از خواننده است، عدالت را رعایت نمی‌کنند و سهم خواننده نسبت به بقیه بسیار بیشتر است. این نابرابری باعث می‌شود قیمت بلیت‌ها نیز افزایش یابد. 

تالارهای بنیاد رودکی به بنگاه اقتصادی تبدیل شده‌اند

ارجمند گفت: یکی از مشکلات اساسی این است که در دو دهه اخیر، تالارهایی مانند تالار وحدت، فرهنگسرای نیاوران، تالار رودکی یا مجتمع‌های فرهنگی هنری در استان‌ها که با بودجه مردم و از بیت‌المال ساخته شده‌اند و فلسفه وجودی‌شان حمایت از موسیقی هنری بوده است، تبدیل به «بنگاه‌های اقتصادی» شده‌اند. حتی تعارض منافع هم ایجاد کرده است.

به گفته او یکی از دلایل از بین رفتن موسیقی سنتی ایران، عملکرد بنیاد رودکی در این دو دهه است که به جای حمایت از موسیقی هنری، در عمل به یک «بنگاه تجاری» تبدیل شده است. این بنیاد به عنوان الگوی تالارهای وزارت ارشاد و با در دست داشتن مهم‌ترین تالارهای ایران از قامت «حامی موسیقی ایران» به «بنگاه اقتصادی» ضربه زننده به پیکره موسیقی علمی و هنری و ملی تبدیل شده است. ضروری است تغییر پارادایم در مدیریت بنیاد رودکی انجام شود و به ریل اصلی خودش یعنی حمایت از موسیقی ملی و علمی و هنری برگردد.

این استاد دانشگاه افزود: این تالارها متعلق به هنرمندان هستند و در دست وزارت امانت ارشاد است؛ بنابراین باید در جهت حفظ و توسعه موسیقی ملی و علمی به کار برد. 

شرکت‌ها در پرداخت حقوق آهنگساز، ترانه‌سرا و نوازندگان که تخصصشان بیشتر از خواننده است، عدالت را رعایت نمی‌کنند و سهم خواننده نسبت به بقیه بسیار بیشتر است. این نابرابری باعث می‌شود قیمت بلیت‌ها نیز افزایش یابد.

قربانی این وضع مردم هستند 

به باور ارجمند، قربانی اصلی این وضعیت مردم هستند. او گفت: مردم را روی سکوهای سیمانی یا صندلی‌های نامناسب می‌نشانیم و از آنها ۵۰۰ هزار تا دو میلیون تومان پول می‌گیریم، آن هم در فضاهای بازی که استاندارد نیست. اگر چنین اتفاقی در کشورهای توسعه‌یافته رخ دهد، برگزارکنندگان جریمه می‌شوند. اما در ایران مردم به دلیل نجابت و ندانستن حقوقشان حتی دست هم می‌زنند و تشویق هم می‌کنند. 

او یادآور شد که اگر تمام ذی‌نفعان صنعت موسیقی ـ از تالاردار و تهیه‌کننده گرفته تا خواننده ـ اندکی به فکر مردم بودند، امروز نه تنها این مشکلات وجود نداشت، بلکه می‌توانستیم مخاطبان بیشتری را جذب کنیم. اما با ادامه این روند، خطر از دست دادن همین مخاطبان وفادار هم وجود دارد.

ارجمند در پایان گفت: با رویکرد مثبت آقای بابک رضایی (مدیرکل دفتر موسیقی) و خانم نادره رضایی (معاون هنری) می‌توان امیدوار بود که با جدیت مسائل پیگیری شود. باید به آنها اعتماد کرد و اجازه داد شوراهای تصمیم‌گیری تشکیل شود تا در سایه تصمیم‌های جمعی راه های مناسب برای حل مشکلات گرفته شود و حقوق عادلانه مردم و هنرمندان و تهیه‌کنندگان و تالارداران تامین شود. 

گزارش خطا
ارسال نظر
نقد و سیاست