
به گزارش روزپلاس، جنگ اوکراین که از فوریه 2022 آغاز شد، طی بیش از سه سال به یکی از پیچیدهترین و طولانیترین منازعات نظامی معاصر تبدیل شده است.
این جنگ نه تنها صحنه رویارویی مستقیم روسیه و اوکراین، بلکه عرصهای برای رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر میان مسکو و غرب - بهویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپا - محسوب میشود.
در هفتههای اخیر، رونمایی اوکراین از نسل جدیدی از تسلیحات دوربرد بومی، بهویژه موشک کروز Flamingo FP-5 با برد حدود سه هزار کیلومتر و پهپادهای FP-1 با برد بیش از 1600 کیلومتر، توجه تحلیلگران نظامی و سیاسی را به خود جلب کرده است.
اهمیت این تحول از آن جهت است که تا پیش از این، کییف برای دستیابی به تسلیحات راهبردی عمدتاً وابسته به حمایت غربی بوده، اما اکنون نشانههایی از خودکفایی دفاعی و توانایی بومیسازی فناوری پیچیده نظامی بروز کرده است و دیگر نیازی نیست برای استفاده از آنها از کشورهای سازنده مجوز بگیرد.
در همین مقطع، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سخنانی تأکید کرده که اگر روسیه حاضر به پذیرش توقف جنگ نشود، «غافلگیریهای بزرگی» در انتظار مسکو خواهد بود.
او ضمن تهدید به اعمال «تحریمهای اقتصادی بسیار شدید»، فضای جنگ اوکراین را بیش از پیش در ابهام فرو برد. این دو تحول موازی - یعنی رونمایی تسلیحات دوربرد از سوی اوکراین و تهدیدات تازه واشنگتن - بار دیگر این پرسش محوری را مطرح کرده است؛ آیا این اقدامات صرفاً بلوف سیاسی - تبلیغاتی هستند یا جهان عملاً در حال ورود به مرحله جدیدی از جنگ است؟
پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی چند لایه تحلیلی است؛ نخست، تحلیل نظامی و تکنولوژیک این تسلیحات و میزان واقعی تأثیرگذاری آنها؛ دوم، ارزیابی سیاسی و روانی از اهداف کییف در رونمایی رسانهای و سوم، تبیین نقش غرب در تشدید و تداوم جنگ، چه از مسیر تسلیحات و چه از مسیر فشارهای اقتصادی و سیاسی.
در این چارچوب، مقاله حاضر تلاش دارد با رویکردی علمی و تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد و تصویری روشنتر از تحولات اخیر ارائه دهد.
بستر راهبردی جنگ اوکراین و اهمیت تسلیحات دوربرد
از ابتدای جنگ اوکراین، مسئله تسلیحات دوربرد یکی از خطوط قرمز اصلی در روابط کییف با متحدان غربی بوده است. کشورهای عضو ناتو در حالی که حجم عظیمی از کمکهای تسلیحاتی به اوکراین ارائه دادهاند، همواره در خصوص در اختیار گذاشتن موشکها و پهپادهای با برد بالا تردید داشتند. نگرانی از گسترش دامنه جنگ به عمق خاک روسیه و واکنش غیرقابل پیشبینی مسکو از دلایل روشن این تردید بوده است.
با این حال، از سال 2023 به بعد، اوکراین به تدریج پروژههای بومیسازی تسلیحات دوربرد را در دستور کار قرار داده است. نتیجه این روند، امروز در قالب موشک کروز Flamingo FP-5 و پهپادهای FP-1 و دیگر سامانههای مشابه آشکار شده است.
موشک فلامینگو با برد 3 هزار کیلومتر عملاً قابلیت تهدید پایتخت روسیه و بسیاری از زیرساختهای حیاتی این کشور را دارد. همچنین، پهپادهای FP-1 در عملیاتهای عمیق داخل خاک روسیه، بهویژه علیه تاسیسات انرژی و نظامی، نقش برجستهای ایفا کردهاند. این تحول از منظر نظامی دارای چند پیام کلیدی است.
1. اوکراین دیگر صرفاً یک مصرفکننده کمکهای غربی نیست؛ بلکه به بازیگری فعال در حوزه تولید فناوری نظامی بدل شده است.
2. با افزایش برد حملات، جنگ از سطح جنگ سرزمینی محدود به سطح جنگ راهبردی فرامرزی تغییر مییابد.
3. روسیه ناگزیر خواهد شد بخشی از منابع خود را از جبهههای فعال به سمت حفاظت از زیرساختهای داخلی بازتوزیع کند.
بلوف تبلیغاتی یا توان واقعی؟
پرسش مهم این است که آیا رونمایی از این تسلیحات بیشتر کارکرد روانی - تبلیغاتی دارد یا واقعاً نشانگر ورود به مرحله تازهای از جنگ است. از منظر روانی، کییف نیازمند آن است که روحیه افکار عمومی داخلی و حامیان خارجی را تقویت کند.
جنگ فرسایشی و طولانی، فشار اقتصادی و خسارتهای انسانی گسترده، جامعه اوکراین را در وضعیتی حساس قرار داده است. در چنین شرایطی، رونمایی از تسلیحات پیشرفته، ولو در مراحل اولیه تولید، میتواند نوعی جنگ روانی علیه روسیه و نیز یک پیام اعتمادبخش به غرب باشد.
اما شواهد موجود نشان میدهد این موضوع صرفاً بلوف نیست. گزارشهای مستقل از آغاز تولید انبوه فلامینگو، استفاده عملیاتی از پهپاد FP-1 در حملات به عمق خاک روسیه و رشد قابلتوجه صنعت دفاعی داخلی اوکراین، همه بیانگر آن است که توانایی واقعی در حال شکلگیری است. به بیان دیگر، این رونماییها بیش از آنکه نمایش تبلیغاتی باشند، نشانهای از تغییر توازن در عرصه جنگ هستند.
موضع آمریکا و تهدیدات ترامپ
در همین مقطع زمانی، سخنان دونالد ترامپ درباره «غافلگیریهای بزرگ برای روسیه» ابعاد تازهای به موضوع بخشیده است. ترامپ در سخنرانی اخیر خود بر تحریمهای اقتصادی شدید بهعنوان ابزار اصلی فشار تأکید کرده است.
اگرچه برخی تحلیلگران این تهدیدات را ادامه سنت همیشگی ترامپ در استفاده از زبان مبهم و تهدیدآمیز میدانند، اما ترکیب این اظهارات با تحولات نظامی اوکراین پیام روشنی دارد. ایالات متحده به دنبال آن است که از همافزایی فشار نظامی و اقتصادی برای وادار کردن روسیه به پذیرش شرایط غرب استفاده کند. این ترکیب میتواند معادله جنگ را از سطحی که تاکنون بر محوریت نبردهای زمینی شرق اوکراین متمرکز بوده است، به سطحی وسیعتر ارتقاء دهد.
نقش غرب در تشدید تنشها
غرب از ابتدای جنگ اوکراین نقشی تعیینکننده در تداوم و تشدید بحران ایفا کرده است. این نقش را میتوان در سه سطح مورد بررسی قرار داد.
1. نقش تسلیحاتی: کشورهای عضو ناتو میلیاردها دلار کمک نظامی به اوکراین ارسال کردهاند. هرچند محدودیتهایی بر تسلیحات دوربرد اعمال شد، اما همین محدودیتها عملاً انگیزه اوکراین را برای توسعه داخلی افزایش داد.
2. نقش سیاسی- دیپلماتیک: غرب با تداوم حمایت سیاسی و عدم ارائه چشمانداز روشن برای آتشبس یا مذاکره، زمینه را برای استمرار جنگ فراهم ساخته است.
3. نقش اقتصادی: تحریمهای گسترده علیه روسیه، اگرچه با هدف تضعیف توان مالی کرملین اعمال شد، اما بهطور همزمان موجب تشدید فضای تقابل و سختتر شدن شرایط برای هرگونه مصالحه شده است.
از این منظر، میتوان گفت غرب نه تنها در پایان دادن به جنگ نقش ایفا نکرده، بلکه عملاً با سیاستهای دوگانه، به تشدید دامنه جنگ کمک کرده است.
آیا وارد مرحله جدیدی از جنگ شدهایم؟
برآیند شواهد نشان میدهد که جنگ اوکراین اکنون وارد مرحلهای تازه شده است. این مرحله با چند ویژگی اصلی قابل شناسایی است.
افزایش برد درگیریها؛ حملات اوکراین دیگر محدود به خطوط جبهه نیست و عمق استراتژیک روسیه را هدف قرار داده است.
افزایش سطح خوداتکایی؛ اوکراین با توسعه داخلی تسلیحات پیشرفته، توانسته بخشی از نیازهای راهبردی خود را بدون اتکا به غرب تأمین کند.
افزایش ریسک محاسباتی؛ ورود جنگ به سطح راهبردی میتواند واکنشهای غیرقابل پیشبینی روسیه را در پی داشته باشد، از جمله حملات شدیدتر یا حتی تهدید به استفاده از تسلیحات غیرمتعارف.
این ویژگیها همگی بیانگر آن هستند که صحنه جنگ دیگر صرفاً یک «نبرد سرزمینی محدود» نیست، بلکه به سمت یک منازعه چندسطحی و چندبعدی در حال حرکت است.
پیامدهای احتمالی برای آینده
ورود به این مرحله جدید چند پیامد کلیدی در پی دارد:
1. افزایش هزینههای انسانی و اقتصادی: جنگ طولانیتر و پرشدتتر، هزینههای بیشتری بر اوکراین و حتی بر اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد.
2. افزایش خطر گسترش جغرافیایی جنگ: با افزایش برد تسلیحات اوکراینی، امکان درگیری مستقیمتر میان روسیه و ناتو افزایش مییابد.
3. تقویت گفتمان نظامیگری در سیاست غرب: موفقیت نسبی اوکراین در بومیسازی تسلیحات میتواند سیاستگذاران غربی را به تداوم حمایت نظامی ترغیب کند.
4. تضعیف امید به دیپلماسی: با افزایش شدت درگیریها، احتمال بازگشت به میز مذاکره در کوتاهمدت کاهش مییابد.
به طور کلی چنین می توان اذعان داشت تحولات اخیر در جنگ اوکراین - بهویژه رونمایی از موشک کروز فلامینگو و پهپادهای دوربرد همراه با تهدیدات ترامپ مبنی بر «غافلگیریهای بزرگ»- نشان میدهد که جنگ در حال ورود به مرحلهای جدید است.
برخلاف تصور برخی تحلیلگران مبنی بر بلوف بودن این اقدامات، شواهد عینی از تولید انبوه و کاربرد عملیاتی این تسلیحات حکایت دارد. بنابراین، باید این تحولات را جدی گرفت.
نقش غرب در این میان دوگانه است: از یک سو محدودیتهای اعمالشده بر ارسال تسلیحات دوربرد اوکراین، کییف را به سمت توسعه داخلی سوق داده و از سوی دیگر، حمایت سیاسی و اقتصادی غرب موجب استمرار و حتی تشدید جنگ شده است.
در نهایت، ورود جنگ به مرحله راهبردی نه تنها خطرات جدیدی برای امنیت منطقهای و بینالمللی به همراه دارد، بلکه نشانهای است از تغییر معادلات قدرت در اوراسیا.
در چنین شرایطی، هرگونه چشمانداز برای پایان دادن به جنگ، تنها زمانی قابل تصور است که غرب از سیاستهای دوگانه فاصله گرفته و بهجای تشدید رقابت ژئوپلیتیکی، به سمت راهحلهای دیپلماتیک و امنیتی پایدار حرکت کند. در غیر این صورت، جنگ اوکراین نه تنها ادامه خواهد یافت، بلکه ممکن است به بحرانی بزرگتر در نظم بینالملل تبدیل شود.