۰۹:۵۵ |  ۱۴۰۵/۰۶/۱۸

انتخاب همسر | گام اول

زهرا فرج‌نیا، روان‌شناس و مشاور ازدواج به بررسی پنج گام مهم در انتخاب همسر پرداخته و بر اهمیت شناخت خود به عنوان نخستین گام تأکید کرده است. او با طرح سؤالاتی کلیدی، به خوانندگان کمک می‌کند تا معیارهای خود را دقیق‌تر شناسایی کرده و به درک بهتری از انتظارات واقعی خود از زندگی مشترک برسند.
کد خبر: ۳۶۳۳۱۶

انتخاب همسر | گام اول

به گزارش صفحه مثبت زندگی روزپلاس، با زهرا فرج‌نیا روان‌شناس و مشاور ازدواج، پنج گام مهم انتخاب همسر را مرور کردیم. حالا نوبت آن است که این مسیر را از گام نخست دنبال کنیم؛ شناخت خود، پیش از شناخت دیگری.

خیلی از ما فکر می‌کنیم معیارهایمان را می‌شناسیم. می‌گوییم برایمان مهم است طرف مقابل مسئولیت‌پذیر، مستقل یا اجتماعی باشد. اما وقتی کمی روی همین کلمات مکث می‌کنیم، ممکن است متوجه شویم بعضی از معیارهایی که روشن به نظر می‌رسند، هنوز آن‌قدر که فکر می‌کنیم دقیق نیستند.
برای روشن‌تر شدن هر معیار، می‌توانیم دو سؤال از خودمان بپرسیم:

۱. وقتی می‌گویم این ویژگی برایم مهم است، دقیقاً منظورم چیست و در زندگی مشترک انتظار دارم چه چیزی ببینم؟
مثلاً می‌گوییم: «برای من مهم است همسرم مسئولیت‌پذیر باشد.» در ظاهر، معیار روشنی است، اما ممکن است منظور آدم‌ها از مسئولیت‌پذیری یکسان نباشد. برای یک نفر، مسئولیت‌پذیری یعنی اگر قولی داده، حتی وقتی شرایط سخت شده است، تا جای ممکن پای آن بایستد. برای دیگری، یعنی منتظر نماند تا به او گفته شود چه کاری باید انجام دهد؛ خودش سهمش را در مسائل و کارهای زندگی ببیند و برای انجام آن قدم بردارد.
هر دو نفر ممکن است روی کاغذ فقط یک کلمه نوشته باشند: «مسئولیت‌پذیر». اما در واقع، دو انتظار متفاوت از همسر آینده دارند.
پس برای هر معیاری که در ذهن داریم، بهتر است از خودمان بپرسیم این ویژگی قرار است در زندگی واقعی چگونه خودش را نشان دهد. «مستقل بودن»، «اجتماعی بودن» یا «مسئولیت‌پذیر بودن» تا وقتی به رفتار و انتظارهای واقعی ترجمه نشوند، می‌توانند برای هرکدام از ما معنای متفاوتی داشته باشند.

۲. چرا این ویژگی در انتخاب همسر برای من اهمیت دارد؟
فرض کنید همیشه گفته‌اید همسر آینده‌تان باید تحصیلات دانشگاهی بالایی داشته باشد. یک بار از خودتان بپرسید: پشت این معیار دنبال چه می‌گردم؟
شاید برایتان مهم است بتوانید با هم درباره موضوعات مختلف حرف بزنید. شاید جایگاه اجتماعی برایتان اهمیت دارد. شاید تحصیلات را نشانه علاقه به یادگیری می‌دانید یا تصور می‌کنید با موقعیت شغلی و درآمد بهتر همراه است.
وقتی پاسخ این سؤال روشن‌تر شود، ممکن است بفهمیم چیزی که سال‌ها مهم می‌دانستیم، در واقع به دلیل دیگری برایمان اهمیت داشته است.

اما شناخت معیارها فقط به دقیق‌تر کردن چیزهایی که از قبل در فهرستمان داشته‌ایم محدود نمی‌شود. ممکن است بعضی از مهم‌ترین انتظارهای ما اصلاً در این فهرست نباشند؛ چون آن‌قدر برایمان طبیعی و بدیهی بوده‌اند که هیچ‌وقت به چشم «معیار» نگاهشان نکرده‌ایم.
برای پیدا کردن این معیارها، شاید بهتر باشد به‌جای اینکه فقط بنویسیم «همسر آینده من باید چگونه باشد»، بالای یک صفحه بنویسیم:
«من می‌خواهم چه زندگی‌ای بسازم؟»

دوست داریم بعد از ازدواج چقدر وقت دونفره داشته باشیم و چقدر برای کار، دوستان یا علایق شخصی وقت بگذاریم؟ پولمان را بیشتر پس‌انداز کنیم یا برای کیفیت بهتر زندگی خرج کنیم؟ رابطه با خانواده‌های دو طرف چقدر نزدیک باشد؟ فرزند چه جایگاهی در آینده‌ای که برای خودمان تصور می‌کنیم داشته باشد؟

پاسخ بعضی از این سؤال‌ها آن‌قدر برایمان بدیهی است که هیچ‌وقت درباره‌شان فکر نکرده‌ایم؛ چون تصور کرده‌ایم جوابشان «معلوم است». درحالی‌که چیزی که برای ما بدیهی است، ممکن است برای فرد دیگری متفاوت باشد.
مثلاً ممکن است برای کسی کاملاً طبیعی باشد که بعد از یک روز کاری، بیشتر شب را در خانه و کنار همسرش بگذراند. دیگری ممکن است بخواهد چند شب در هفته را به دوستان، ورزش یا علایق شخصی‌اش اختصاص دهد.
بخش مهمی از شناخت خود، پیدا کردن همین چیزهایی است که تا امروز برایمان «بدیهی» بوده‌اند.

برای ملموس‌تر شدن این تصویر، یک روز سه‌شنبه معمولی را چند سال بعد از ازدواج تصور کنید.
نه سفر رفته‌اید، نه مهمانی خاصی در پیش است و نه اتفاق هیجان‌انگیزی افتاده است؛ یک روز کاملاً معمولی است.
چه ساعتی از سر کار برمی‌گردید؟ چقدر از وقتتان را با هم می‌گذرانید؟ اگر هر دو خسته باشید، کارهای خانه چه می‌شود؟ پولتان را بیشتر صرف چه چیزهایی می‌کنید؟ چقدر با دوستانتان وقت می‌گذرانید؟ اگر فرزند داشته باشید، مسئولیت‌های او چگونه میان شما تقسیم می‌شود؟ چقدر به خلوت و استقلال فردی نیاز دارید؟
شاید همین سه‌شنبه معمولی، بیشتر از فهرستی بلند از صفت‌ها نشانمان دهد که واقعاً چه زندگی‌ای می‌خواهیم و چه چیزهایی برای ساختن آن برایمان اهمیت دارد.

حالا تصویر روشن‌تری از معیارهایمان داریم؛ هم معیارهایی را که از قبل در ذهن داشتیم دقیق‌تر شناخته‌ایم و هم ممکن است از دل زندگی‌ای که برای خودمان تصور کرده‌ایم، به معیارهایی رسیده باشیم که قبلاً به آن‌ها فکر نکرده بودیم.

مرحله بعد اولویت‌بندی آن‌هاست.

قرار نیست شناخت معیارها به ساختن فهرستی بلند از ویژگی‌های «همسر ایده‌آل» منتهی شود.
واقع‌بینانه نیست انتظار داشته باشیم یک نفر تمام ترجیحات و خواسته‌های ما را دقیقاً همان‌طور که در ذهن داریم داشته باشد. بعضی معیارها برای زندگی‌ای که می‌خواهیم بسازیم واقعاً تعیین‌کننده‌اند، بعضی مهم‌اند اما می‌توان درباره تفاوت‌ها گفت‌وگو کرد و بعضی دیگر فقط چیزهایی هستند که ترجیح می‌دهیم در همسر آینده‌مان ببینیم.
اگر تفاوت این‌ها را ندانیم، ممکن است یک ترجیح شخصی را به اندازه یک موضوع اساسی جدی بگیریم؛ یا برعکس، از موضوعی که واقعاً برایمان مهم است به‌سادگی بگذریم.
برای همین، می‌توانیم معیارهایمان را در سه گروه قرار دهیم:

ضروری: چیزهایی که برای ما آن‌قدر مهم‌اند که تفاوت جدی درباره آن‌ها می‌تواند اصل انتخاب را زیر سؤال ببرد. مثلاً اگر داشتن فرزند بخش مهمی از آینده‌ای است که برای خودمان می‌خواهیم، تصمیم قطعی طرف مقابل به نداشتن فرزند، تفاوت کوچکی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

مهم اما قابل گفت‌وگو: چیزهایی که برایمان اهمیت دارند، اما انتظار نداریم طرف مقابل دقیقاً مثل ما فکر یا زندگی کند. در این موارد، تفاوت وجود دارد، اما می‌توان درباره آن حرف زد، خواسته‌های هر دو نفر را در نظر گرفت و به توافقی رسید که برای هر دو قابل‌قبول باشد؛ مثلاً میزان رفت‌وآمد با خانواده‌ها یا چگونگی تقسیم اوقات فراغت.

ترجیحی: چیزهایی که دوست داریم در همسر یا زندگی مشترکمان وجود داشته باشند، اما نبودنشان به‌تنهایی انتخاب ما را تغییر نمی‌دهد. مثلاً ممکن است دوست داشته باشیم همسرمان مثل خودمان اهل سفر، سینما یا یک فعالیت خاص باشد، اما متفاوت بودن او در این زمینه مانع ساختن زندگی‌ای که می‌خواهیم نشود.

مرز این سه گروه برای همه یکسان نیست. ممکن است سفر برای یک نفر فقط یک علاقه باشد، اما برای فرد دیگری بخش مهمی از شیوه زندگی‌اش. بنابراین قرار نیست فهرستی عمومی تعیین کند چه چیزی برای همه «ضروری» یا «ترجیحی» است. مهم این است که خودمان بدانیم از چه چیزهایی نمی‌توانیم به‌سادگی چشم بپوشیم، درباره چه چیزهایی امکان توافق داریم و چه چیزهایی فقط ترجیح شخصی ما هستند.

اما انتخاب همسر فقط به این ختم نمی‌شود که بدانیم از دیگری چه می‌خواهیم. یک طرف این انتخاب، معیارهایی است که برای همسر آینده داریم؛ طرف دیگر، چیزی است که قرار است با خود به زندگی مشترک بیاوریم.
پس پیش از آنکه سراغ شناخت فرد مقابل برویم، یک سؤال دیگر باقی می‌ماند:
آیا خودم برای همسر بودن آماده‌ام؟

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار
نقد و سیاست