
به گزارش روزپلاس، رضا فیاضی، بازیگر باسابقه تئاتر، سینما و تلویزیون که نسلهای مختلف بهویژه کودکان دهه هفتاد او را با نقش «آقای جمالی» در مجموعه «قصههای تابهتا» (زیزیگولو) به یاد دارند متولد ۱۵ تیر ۱۳۳۲ در اهواز است. او از دوران نوجوانی با حضور در مراکز فرهنگی و سالنهای تئاتر اهواز و همنشینی با هنرمندان عازم به جنوب، مسیر آیندهاش را شناخت. پس از پایان خدمت سربازی در سال ۱۳۵۴ راهی پایتخت شد و با قبولی در دانشگاه هنر، پای درس استادانی چون بهرام بیضایی و حمید سمندریان نشست؛ مسیری که بسترساز خلق آثاری خاطرهساز در دهههای بعد شد.
رضا فیاضی با مروری بر دههها فعالیت هنری خود، نخستین گامهای ورودش به سیما را اینگونه روایت کرد: پس از انقلاب جزو نخستین کسانی بودم که طرحهای عروسکی را به تلویزیون پیشنهاد دادم. علاقه شخصیام نمایش عروسکی بود و با مجموعه «یک، دو، سه» و همکاری با مرضیه برومند، این راه بهطور جدی آغاز شد. همزمان در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز تدریس میکردم و به شهرهای مختلف میرفتم؛ البته در همان ایام، ایفای نقشهای جدی و تاریخی در تئاتر را هم در کارنامه داشتم.
وی افزود: طرح اولیه «زاغچه کنجکاو» ابتدا در قالب یک اثر تکقسمتی به تلویزیون رفت، اما مسئولان پیشنهاد ساخت سریالی ۱۳ قسمتی را دادند که با استقبال مواجه شد و تولید آن در فصول بعدی ادامه یافت؛ مجموعهای که چهرههایی چون زندهیاد احمد آقالو، حسن پورشیرازی، ناصر هاشمی، فاطمه معتمدآریا و مریم سعادت در آن عروسکگردانی و صداپیشگی میکردند. در آن مقطع همراه با رضا شمس فیلمنامههای متعددی برای گروه کودک نوشتم.
تجربه تلخ «هادی و هدی»
این بازیگر درباره ساخت مجموعه خاطرهانگیز «هادی و هدی» گفت: طرح این مجموعه متعلق به من بود و ابتدا قصد کارگردانیاش را داشتم، اما گمان کردم اردشیر کشاورزی تسلط بیشتری دارد؛ بنابراین مسئولیت کارگردانی را به او سپردم و خودم دستیار شدم. بعدها دریافتم این تصمیم اشتباه بود، چراکه حاصل زحماتم دیده نشد. با اینکه نویسنده و کارگردان هنری این اثر ۵۲ قسمتی بودم، نامم را از تیتراژ حذف کردند و تجربه تلخی برایم رقم خورد، هرچند سریال بسیار محبوب شد.
انصراف از نقش تاریخی بهخاطر زیزیگولو
فیاضی درباره پیوند عمیقش با دنیای کودکان اظهار کرد: برای بازی در یک اثر تاریخی به تهیهکنندگی آقای موسوی قرارداد بسته و پیشقسط هم دریافت کرده بودم اما درست در همان روزها بازی در نقش «آقای جمالی» قصه «زیزیگولو» به من پیشنهاد شد. با خواندن فیلمنامه تصمیمم عوض شد. بلافاصله پیش تهیهکننده رفتم، پیشقسط را بازگرداندم، عذرخواهی کردم و عازم صحنه زیزیگولو شدم؛ انتخابی که همچنان آن را بهترین تصمیم کاریام میدانم. بعد از آن نیز با مجموعه «دنیای شیرین» همان تصویر پدر صمیمی و مهربان را تکرار کردم.
وی اضافه کرد: زمانی منشی صحنه یک طرح که خانمی جوان بود، خاطرهای برایم گفت که هنوز در ذهنم مانده است. تعریف کرد که در دوران کودکی تحتتأثیر رفتارهای پدر مهربان «دنیای شیرین» و «زیزیگولو» قرار گرفته و همان الگو را از پدرش مطالبه میکرده است؛ بازخوردی که نشان میدهد این نقشها در ذهن مخاطب باورپذیر شده بود.
غیبت طولانی در قاب تصویر
این بازیگر باسابقه از پخش نشدن برخی آثارش گله کرد و گفت: تلهفیلم «سبز کوچک» که از آثار خوب کارنامهام در دوران جوانی بود، هرگز از آنتن صداوسیما پخش نشد و بعد از گذشت بیش از دو دهه سر از بسترهای مجازی درآورد. این اتفاق برای تعدادی از فیلمهای سینماییام نیز رخ داد که سالها خاک خوردند و لطمههای مادی و معنوی جبرانناپذیری به جا گذاشتند.
فیاضی با اشاره به رفتارهای نامناسب برخی تهیهکنندگان تصریح کرد: متأسفانه بدعهدی در تسویهحسابها به رویهای عادی بدل شده بود؛ برای همین، چند سال پیش وقتی از این شرایط دلزده شدم، همهچیز را رها کردم و در جزیره کیش کتابفروشی راه انداختم. برخلاف اصرار دیگران برای ورود به کارهای پرسود، کار فرهنگی را برگزیدم و امروز افتخار میکنم نوجوانانی که آن روزها از من کتاب میخریدند، به جایگاههای خوبی رسیدهاند؛ اما آن هجرت اجباری مرا از مرکز توجه و پیشنهادهای بازیگری دور کرد.
این هنرمند پیشکسوت درباره بازگشت به سازمان صداوسیما گفت: بارها با من تماس گرفتند و جلساتی برگزار شد؛ حتی سر مبلغ و امضای قرارداد یک برنامه به توافق قطعی رسیدیم، اما در پشتصحنه با شخص دیگری وارد مذاکره شدند. با این حال، قلب من هنوز برای کودکان و همین قاب میتپد؛ چراکه تلویزیون را خانه خودم میدانم.
طرحهای تازه و ضرورت امیدآفرینی
فیاضی در پایان با اشاره به آمادگی خود برای ساخت آثار تازه یادآور شد: اکنون فیلمنامهای آماده برای کودکان در دست دارم که میتواند خاطره سالهای طلایی تلویزیون را زنده کند. برنامهسازی برای کودکان یک ضرورت ملی است و سازمان باید از تجارب پیشکسوتان بهره ببرد. در روزگاری که دشمنان به مدارسی چون شجره طیبه میناب حمله کردند، من برای کودکان آن خطه سوگواری کردم و شعر سرودم؛ ما ملتی نیستیم که در برابر زورگویی مستکبرانی چون ترامپ سر خم کنیم. ما مانند دهههای شصت و هفتاد، همچنان جزئی از خانواده صداوسیما هستیم و امیدواریم تلویزیون بستر تولید آثاری شاداب، آگاهیبخش و پرامید را برایمان فراهم کند.